یک عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی طرح تقلب در انتخابات ریاست جمهوری وتاکید برابطال آن را طرحی از سوی بیگانگان عنوان کرده است.
یه گزارش "جوان آنلابن"، این عضو سازمان مجاهدین انقلاب که از متهمان پرونده کودتای مخملی است در اظهارات خود گفته است:ابطال انتخابات حرف مسخر ه ای بود و طرح داخلی نیست.

وی همچنین گفته است پس از آزادی طی یک تحلیل آماری ثابت خواهد کرد که دردهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری تقلب نشده است.

این عضو سازمان مجاهدین انقلاب همچنین گفته است من از اول هم به دوستان می گفتم که تقلب در انتخابات ممکن نیست روی این قضیه مانور ندهیم.

منبع: رجانیوز


نويسنده : یه عاشق ; ساعت ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱٧ مهر ۱۳۸۸ | پيام هاي ديگران

١- تعداد واجدین شرایط رای دادن کمتر از میزانی بوده که وزارت کشور اعلام کرده است؟
پاسخ : تعداد واجدین شرایط براساس محاسبات آماری برپایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن مرکز آمار ایران می باشد. به این مفهوم که سرشماری هر 10 سال یکبار در ایران توسط مرکز آمار انجام می گیرد و بر پایه نتایج سرشماری و با برآوردهای سالانه از جمعیت کل کشور میزان واجدین شرایط با محاسبات آماری تخمین زده می شود که به واقعیت جامعه بسیار نزدیک است. قابل ذکر است که این روال در تمام انتخابات ملاک عمل بوده و کارشناسان و خبرگان آماری نیز شبهه ای براین امر ندارند.
2- چرا درحالی که 46میلیون و 200هزار رای دهنده وجود دارد 58میلیون تعرفه رای چاپ شده است؟

پاسخ: چاپ تعرفه های رای گیری با نظارت شورای نگهبان صورت می گیرد ودر هر انتخابات به علت تسریع در عملکرد اجرایی و توزیع مناسب تعرفه های رای گیری در شعب شهری و روستایی سراسر کشور تعدادی تعرفه اضافه چاپ می شود. اصل همترازی درتعداد تعرفه - یعنی چاپ تعرفه ها به تعداد دقیق واجدین شرایط - از آن جهت امکان پذیر نیست که جمعیت در گردش ومسافر قابل تخمین مکانی نیستند.
با چاپ تعرفه به تعداد بیشتر ، ضریب امکان حضور مردم و مشارکت اجتماعی بالاتر خواهد رفت. نکته دوم اینکه موضوع تازگی ندارد و در تمام دوره های انتخابات برگزار شده در کشور این اصل رعایت گردیده است و تعدادی تعرفه اضافی چاپ شده است. نکته سوم اینکه این کار یکی از امور اجرایی معمول در عرصه انتخابات است و در تمام کشورهایی که از سیستم رای گیری کاغذی استفاده می کنند رایج و عرف است .
3- چرا برای برخی از نمایندگان کاندیداها برای رفتن پای صندوق کارت صادر نشده است؟

پاسخ: تنها دلیل عدم صدور کارت برای نمایندگان کاندیداها برای حضور پای صندوق های رای عدم تکمیل مدارک آنها بوده است. برخی کاندیداها سعی دارند قصور و کوتاهی خود را به پای وزارت کشور بگذارند، چرا که مهلت تحویل مدارک نمایندگان جهت صدور کارت تا 3/88/17 بوده لیکن وزارت کشور حسن نیت به خرج داده و حتی تا روز 3/88/18 نیز مدارک نمایندگان کاندیداهای معترض را به صورت دستی از ستادهای کاندیداهای معترض پذیرفته است.
قابل ذکر است که در شهر تهران برای نمایندگان آقای موسوی به علت نقص مدرک و پایبندی به قانون کارت تنها 300نماینده صادر نشده است که علت اصلی آن هم نقص مدارک بوده است ولی برای کاندیدای پیروز انتخابات 700 کارت به علت نقص مدارک صادر نشده است.
بنابراین تعداد نمایندگان کاندیدای معترض بیش از نمایندگان کاندیدای پیروز پای صندوق های رای بوده است.
نکته قابل قابل توجه دیگر این است که براساس آمار تعداد کارت های صادر شده آقای موسوی در 89 درصد صندوق های رای کل کشور نماینده داشته است. این درحالی است که احمدی نژاد در 72درصد، کروبی 29/5درصد و رضایی 12درصد صندوق ها نماینده داشته اند.
قابل قبول است که آقای موسوی در مورد صندوق هایی که ناظر نداشته اند دارای شک و شبهه باشد. این شک کاملا معقول ومنطقی است اما راه حل برطرف شدن آن این است که ایشان خواستار بازشماری تعدادی از این صندوق ها بصورت تصادفی شوند و نتایج آنها را با صندوق هایی در همان منطقه و شهر مقایسه کنند که در آنجا ناظر داشته اند و ببینند که آیا چنان تفاوت فاحشی وجود دارد یا خیر. قطعا ایشان می دانند که برای انکه 10 میلیون رای جابجا شود بطور متوسط 10 هزار صندوق می بایست کاملا دارای آرا واژگون شده باشد.
شناسایی و پیدا کردن این 10 هزار صندوق اصلا کار دشواری نیست خصوصا برای جناب آقای محتشمی رییس کمیته صیانت آقای موسوی که خود در زمینه تخلف انتخاباتی در مقام وزیر کشور دارای سوابق قابل توجه هستند.
برای اینکه درباره آقای محتشمی بیشتر بدانید یادآوری می کنیم که در انتخابات سومین دوره مجلس شورای اسلامی جناح حامی دولت مهندی موسوی با سوار شدن بر موج تبلیغاتی بر محور دو تایی "اسلام ناب - اسلام آمریکایی " که بطور کلی توسط حضرت امام ره بیان شده بود جمع کثیری از روحانیون باسابقه انقلاب را به داشتن "اسلام آمریکایی " متهم کردند تا بتوانند فهرست مجمع روحانیون مبارز تازه تاسیس را بجای فهرست جامعه روحانیت مبارز به مجلس بفرستند.
در این انتخابات که آقای محتشمی - وزیر کشور - مجری انتخابات بود گزارش های فراوانی مبنی بر تخلف در صندوق های رای وجود داشت. شورای نگهبان از تایید انتخابات خودداری کرد و به بازشماری برخی صندوق ها پرداخت که در موارد زیادی تخلف مجریان محرز شد.
دولت آقای موسوی با مراجعه به رهبر انقلاب خواستار مداخله ایشان در انتخابات و استفاده از حکم ولایی جهت تایید انتخابات شد.
با توجه به "شرایط حساس کشور " در نهایت امام راحل ره با صدور حکمی خواستار پایان یافتن بازشماری آرا شده و پرونده رسیدگی قانون شورای نگهبان به تخلفات انتخاباتی مختومه شد. به دنبال حکم حضرت امام (ره) آیت الله صافی گلپایگانی دبیر وقت شورای نگهبان که امروز از مراجع تقلید هستند، از مقام خود استعفا داده و به قم مراجعت نمودند. اینکه امروز آقای موسوی در اعتراض به نتیجه انتخابات به مراجعی چون آیت الله صافی نامه می نویسد، اما پاسخی نمی شنود شاید چندان بی نکته نباشد.
4- چرای برخی کاندیداها پیش از شمارش آرا اعلام پیروزی کردند؟

پاسخ: خوشبختانه چند سالی است نظر سنجی در ایران جا افتاده است و بعد از افتضاح بعضی ها از جمله آقای عباس عبدی که این مقوله را به ابزاری برای جاسوسی تبدیل کرده بودند، امروزه کارکردهای این موضوع برای مسوولان و عموم مردم آشکار شده است.
نتایج نظر سنجی های معتبر و علمی برخی مراکز دولتی و خصوصی تا 24 ساعت قبل از انتخابات حاکمی از اختلاف شدید آرای کاندیدای پیروز انتخابات با کاندیدای معترض داشت که هم اکنون نیز این موضوع به خوبی آشکار گردید.
علاوه بر نظرسنجی های موسسات داخلی چندین موسسه خارجی از جمله نتایج انتخابات را پیش بینی کرده بودند و در روزنامه واشنگتن پست نیز این نتایج را منتشر نمودند.
ذکر این نکته ضروری است که اعلام پیروزی در انتخابات به عنوان یک ترفند جنگ روانی از سوی آقای موسوی و به سفارش بعضی اطرافیانش در روز انتخابات به کار گرفته شد تا جایی که آقای موسوی ساعت 10 صبح از پیروزی خود به صورت قاطع خبر داد.
علاوه بر این سایت های قلم نیوز، کلمه و یاری ساعت 20:30 از پیروزی قاطع ایشان خبر دادند و کار به جایی رسید که آقای خاتمی ساعت 21 شب پیروزی آقای موسوی را از طریق همین سایت ها به وی تبریک گفت.
ضمنا آقای موسوی فراموش نکرده اند که ساعت 23 شب تاریخ 3/88/22 در جمع خبرنگاران چه گفتند. وی گفته بود که اگر تقلب نشود پیروز انتخابات است و در همان ساعت تقلب گسترده در انتخابات را پیشگویی کرده بود همان گونه که خانم "عفت مرعشی " همسر آقای هاشمی رفسنجانی این موضوع را هنگام انداختن رای خود در صندوق اعلام کرده بود.

 


5- چرا وزارت کشور تجمیع را به صورت رایانه ای انجام داد و نتایج را به صورت آنلاین اعلام می نمود؟
پاسخ: برای اولین بار در تاریخ انتخابات ایران و با توجه به پیشرفت علم روز تجمیع نتایج انتخابات ریاست جمهوری دهم رایانه ای انجام شد.
به این مفهوم که شعب رای گیری نتایج خود را براساس فرم شماره 22 به صورت آنلاین برای ستاد انتخابات کشور ارسال نموده و در ستاد نیز این نتایج به صورت آنلاین روی سایت ستاد قرار می گرفت.
نتایج بر اساس آرای شعب سراسر کشور و به صورت تجمیع شده در خروجی قرار می گرفت و ساعت 30 دقیقه بامداد 3/88/23 رییس ستاد انتخابات کشور از تجمیع 5 میلیون رای خبر داد ضمن اینکه نتایج رایانه ای با نتایج حاصل از فرم 22 / فرم شعبه ها / تطبیق داده می شد و سپس بر روی سایت قرار می گرفت. سوالی که از کاندیدای معرتض می کنیم این است که جرا نمایندگان شما ساعت 2 و 30 دقیقه بامداد 3/88/23 با شنیده نتایج حاصل از تجمیع که خبر از شکست قاطع شما داشت، محل ستاد را با عصبانیت ترک کردند و شبهه عدم اعتماد به تجمیع رایانه ای را مطرح کردند؟
6- چرا در برخی شعبه ها تعرفه رای کم آمده است؟

پاسخ : مشارکت بی سابقه 85 درصدی مردم در سراسر کشور بی سابقه بود و برنامه ریزی برای توزیع تعداد تعرفه ها با دیگر دوره ها کاملا متفاوت بود. شعبه ها موظف بودند که کمبود تعرفه خود را با در دست گرفتن آخرین دسته صد برگی تعرفه رای به مسوولان ذیربط اعلام نمایند تا این کمبود جبران گردد. با توجه به تمهیدات صورت گرفته توسط ستاد انتخابات کشور هیچ شعبه ای به خاطر تمام شدن تعرفه رای گیری را متوقف نکرده است و در اسرع وقت ممکن تعرفه مورد نیاز شعبه ها در اختیار آنها قرار گرفته است و شورای نگهبان نیز ناظر بر این موضوع بوده است.
7- چرا از ساعت 9 تا 14 روز 23 خرداد وزارت کشور آمار جدیدی ارائه نکرد؟

پاسخ: تجمیع نتایج انتخابات براساس 2 فرم صورت می گیرد فرم شماره 22 که مخصوص شعب اخذ رای می باشد و فرم شماره 28 که مخصوص فرمانداری ها و تجمیع آمار شهرستان ها می باشد تا ساعت 9 بامداد روز 3/88/23 تجمیع به صورت آنلاین و براساس فرم شماره 22 صورت گرفت. از ساعت 9 تا 13 روند اعلام نتایج براساس فرم 22 متوقف گردید چرا که نتایج شهرستان ها ی مختلف در قالب فرم 28 به ستاد انتخابات کشور ارسال گردیده بود و تجمیع نتایج به جای شعبه به شعبه به صورت شهرستان به شهرستان صورت گرفت تا هم دقت کار بیشتر شود هم سرعت تجمیع و در نتیجه جمع بندی نهایی زودتر صورت گیرد.
در همین حین طرفداران آقای رضایی می گویند چطور شده است که در ساعت 9:47 دقیقه و با شماره 30506422 رای آرای وی 633048 بوده و در ساعت 13:53 دقیقه و با شمارش 34377493 رای تعداد آرای ایشان 587913 رای بوده است.
پاسخ این شبهه نیز با تشریح روش تجمیع داده می شود. تا ساعت 9 تجمیع براساس فرم 22 صورت گرفته و در ساعت 13 آمار بر اساس فرم شماره 28 بوده است که نتیجه ساعت 13 بر اساس فرم های شهرستان ها بوده است که ممکن است نتایج برخی صندوق ها در تجمیع شهرستانها محاسبه نگردیده باشد .
در نهایت آرای آقای رضایی 681851 رای بوده است اگر تعداد آرای نهایی آقای رضایی کمتر از ساعت 9 بود این شبهه وارد بود لیکن الان فقط ملاک شمارش تغییر یافته است و شبهه ای درباره این موضوع مطرح نمی باشد.
8 - چرا در انتخابات "تقلب گسترده " شده است؟

واژه تقلب گسترده را آقای موسوی در نامه 7 بخشی خود به شورای نگهبان بکار برد در حالی که هیچگونه استدلالی برای این موضوع مطرح نکرد.
در باره این موضوع تنها به 2 جمله از آقای موسوی و آقای تاج زاده / از عوامل هدایت اغتشاشات کنونی و اغتشاشات سال 78 و رییس ستاد انتخابات کشور در دوره اصلاحات / اشاره می کنیم.
مگر نه اینکه آقای موسوی پس از انتخابات سال 65 گفته بود جابجایی رای ها و تقلب در انتخابات توسط دولت با حضور شورای نگهبان امکان پذیر نیست. پس امروز چه چیزی تغییر کرده است.
پس از انتخابات مجلس ششم زمانی که بحث تقلب در انتخابات مطرح شد، تاج زاده رییس وقت ستاد انتخابات کشور گفته بود "همه حرف من این است که باید به رای مردم احترام گذاشت و این بزرگترین خیانت است که چون دوستان من به مجلس نرفته اند اصل انتخابات را مخدوش اعلام کنم و رای مردم را به هیچ بگیرم ".
وی همچنین تاکید کرد خدشه دار بودن انتخابات تهران و تقلب انتخاباتی در آن هرگز پذیرفتنی نیست زیرا جفا به همه مردم است.
تاج زاده که امروز دم از تخلف در انتخابات توسط ستاد انتخابات کشور می زند، پس از انتخابات مجلس ششم در مصاحبه خود در مشهد در باره امکان تقلب توسط ستاد انتخابات کشور گفته بود به بررسی اهم وظایف ستاد انتخابات کشور به نحو مختصر می پردازد تا معلوم شود که ستاد مذکور از لحاظ اجرایی اصولا در امر انتخابات دخالت ندارد تا بتواند مرتکب تخلف یا جرم گردد .
ستاد انتخابات کشور که با دستور وزیر کشور آغاز به کار می کند، نهادی است فاقد شخصیت حقوقی مستقل و تنها به طور موردی به عنوان یک ستاد به منظور هماهنگی و پشتیبانی ستادهای انتخابات استان ها و مراکز حوزه های انتخابیه فعالیت می کند و به هیچ ترتیبی واجد مسئولیت اجرایی یا نظارتی نیست. اصلاح طلبان به مردم گفتند که اگر مشارکت در انتخابات بالای 70 درصد باشد امکان هرگونه تقلب در آن سلب می شود، چه شده است که امروز آنها حرف سابق خود را پس گرفته اند؟

منبع: سایت راسخون


نويسنده : یه عاشق ; ساعت ٥:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱٤ شهریور ۱۳۸۸ | پيام هاي ديگران

انتخابات در نظام جمهوری اسلامی به معنای واقعی مردمی است. مردم نه تنها در انتخابات مشارکت کرده و حماسه می‌آفریند، و سرنوشت خود را تعیین می کنند. بلکه با مشارکت در امور اجرا و نظارت نیز آراء خود را صیانت می‌نمایند. در این نوشتار با استناد به قانون انتخابات و تجارب گذشته دلایل عدم امکان تقلب در انتخابات بیان خواهد شد.
1ـ نظام مقدس جمهوری اسلامی، 29 انتخابات بر گزار کرده که، مجری آن وزارت کشور بوده است، در دوم خرداد علی‌رغم اینکه عوامل وزارت کشور در از جریانی راست بودند و نامزد جناح مقابل رأی آورده(آقای خاتمی) ـ در انتخابات ‌سوم تیر84 نیز رغم اینکه عوامل وزارت کشور از جریان دوم‌ خرداد بودند. آقای احمدی نژاد اصول‌گرا رأی آورد. این نتیجه در انتخابات مجلس شورای اسلامی در دوره‌های مختلف و شوراها نیز تکرار شد. بی شک در انتخابات دهمین دوره نیز، فردی پیروز شد که مردم انتخاب کردند.
2ـ در قانون انتخابات ریاست‌جمهوری، ساز وکار اجرا و نظارت طوری طراحی شده است که مردم عادی (معمولا معلمان یا کارمندان) نقش اصلی اجرایی را بر عهده دارند. به عنوان مثال در ماده 38 قانون انتخابات ریاست‌جمهوری آمده است، «بلا فاصله پس از صدور دستور شروع انتخابات ظرف سه روز هیأت اجرایی انتخابات شهرستان به ریاست‌ فرماندار، عضویت رئیس ثبت احوال و دادستان یا نماینده وی و هشت نفر از معتمدین که توسط افراد معتمدین انتخابات خواهند شد. تشکیل می‌گردد.
هیأت اجرایی، بر اساس ماده 47، پنج نفر از معتمدین محل را به عنوان اعضای شعب ثبت‌نام و اخذرأی انتخاب می‌نماید. این هیأت کار اخذ رأی و شمارش آراء بر اساس شرح وظایف قانون انجام می دهند. همانطور که روشن است از شروع تا پایان معتمدین مردم انتخاباب را برگزار می‌کنند.
3ـ در خصوص نظارت، شورای نگهبان برای نظارت بر انتخابات، از بین نیروی متدین و معتمدین محل افرادی را به عنوان هیأت نظارت و ناظرین شعب اخذ رأی تعیین می‌کند، که بر کار مجریان با سازو کار قانونی نظارت دقیق ‌می‌کنند. به عنوان مثال در ماده 4 قانون نظارت شورای نگهبان بر انتخابات جمهوری اسلامی ایران مصوب سال 64 آمده است، «هیأت مرکزی نظارت، بر کلیه مراحل انتخابات وجریانهای انتخاباتی واقدامات وزارت‌کشور و هیأتهای اجرایی که در انتخابات مؤثر است و آنچه مربوط به صحت انتخابات می‌شود نظارت خواهد کرد».
4ـ بر اساس ماده واحده مصوب 72.5.30 قانون حضور نمایندگان نامزدهای ریاست‌جمهوری «در شعب اخذ رأی، هر یک از نامزدهای ریاست‌جمهوری به تنهایی و یا چند نامزد مشترکاً می‌تواند در هر یک از شعب اخذ رأی، اماکن استقرار دستگاه شمارشگر رایانه ای آراء وهیأتهای اجرایی شهرستانها در بخش‌ها یک نفر نماینده داشته باشد. حضور نمایندگان هر یک از نامزدها در شعب اخذ رأی تا پایان اخذ رأی و شمارش و تنظیم صورتجلسات بلا مانع است. ممانعت از حضور نمایندگان نامزدها ممنوع و جرم محسوب میگردد».

 


برای آقای موسوی در تهران 3800 نفر و در سطح کشور 50.000 نفر به عنوان ناظر معرفی و کارت دریافت کرده‌ بودند، تا آخرین لحظه تنظیم صورتجلسه صندوق‌ها در شعب حضور داشته‌اند. نه تنها هیچکدام از نمایندگان آقای موسوی در حین رای گیری و بعد از شمارش آراء به فرایند کار اعتراضی نکردند، بلکه باحضور در هنگام تنظیم صورتجلسه و مصاحبه‌های مختلف فرایند کار را تایید کردند. بعلاوه خود مردم بعنوان ناظر واقعی فرایند رای‌گیری را دقیق نظارت می‌کردند و رای خود را به صندوق می‌ریختند.
5- در تبصره 1 ماده 80 آمده است " کسانی که از نحوه برگزاری انتخابات شکایت داشته باشند، می‌توانند ظرف سه روز از تاریخ اخذ رای شکایت مستند خود را به ناظرین شورای نگهبان یا دبیرخانه این شورا تسلیم کنند".
طبیعی است بر اساس مفاد قانون شکایات باید مستند و مشخص باشد که مربوط به چه حوزه‌ای انتخابی یا کدام شعب اخذ است ونوع تخلف چیست؟ طرح مباحث کلی که آقای موسوی در نامه خود به شورای نگهبان آورده، نمی‌تواند مصداق شکایت مذکور در قانون باشد..
6- بررسی فرم 22 و نحوه تکمیل آن
فرم 22 صورتجلسه نتیجه اخذ رای و قرائت و شمارش آرای شعبه اخذ رای است، در این فرم دقیقاً جزئیات شمارش آراء ثبت می‌شود:
1) تعرفه‌های مصرف شده به دقت شمارش شده و در جدولی به شرح زیر تنظیم شود.
1/1- تعداد تعرفه برگ‌های رای تحویل شده به شعبه
2/1- تعداد تعرفه‌های مصرف شده
3/1- تعداد برگ‌های رای داخل صندوق
4/1- تعداد برگ‌های زاید به تعداد تعرفه‌های مصرف شده
2) آرای باطله در جداول شماره 4 الی 9 ثبت می‌شود.
3) سپس برگ‌های رای صحیح حاوی اسامی نامزدها در جدول 10 ثبت می‌شود.
4) نهایتاً نتایج بر اساس تعرفه‌ها وشماره سریال آنها چندین بار شمارش وکنترل میشود ودر 5 نسخه صورتجلسه تنظیم خواهد شد. هیأت اجرایی‌، هیأت نظارت، نمایندگان ناظرین به طور زنده و فعال بر شمارش صندوق نظارت واقعی دارند، در عین حال پس از شمارش، تنظیم صورتجلسه و صندوق مهر وموم شده و جمع‌بندی نتایج انجام می‌گردد.
کسانیکه این روند محکم ومنطقی را نفی می‌کنند.یا ازفرایند انتخابات بی‌اطلاع هستند و یا انگیزه سیاسی و انتخاباتی دارند.
قانونگذار راه‌کارهای مختلفی پیش‌بینی کرده است که سلامت انتخابات را تضمین خواهد کرد.
آقای موسوی یا هر کاندیداهای دیگر به جای تحریک افکار عمومی و ایجاد بستر اغتشاش بهتر است از مسیر قانونی شکایت خود را دنبال کنند و بی جهت هزینه برای نظام و خودشان ایجاد نکنند.
امروز از رفتار آشوب‌گران و ناآرامی در کشور بیش از همه دشمنان نظام و ملت ایران خوشحال هستند، امیدواریم آقای موسوی و کسانیکه دل به این نظام دارند، به این مهم توجه کنند. افراد دلسوز نظام باید صف خود را از آشوبگران و کانون فتنه جدا کنند، با روشی منطقی و قانونی اعتراضات خود را پیگیری کنند.

تهیه کننده : دکتر لطف‌الله فروزنده

منبع: سایت راسخون


نويسنده : یه عاشق ; ساعت ۳:٥٩ ‎ب.ظ روز ٥ شهریور ۱۳۸۸ | پيام هاي ديگران

وزارت کشور به ابهامات موسوی که درنامه به شورای نگهبان مطرح و در برخی از رسانه ها منتشر شد به طور مشروح پاسخ داد.

متن کامل پاسخ وزارت کشور به ادعاهای موسوی بدین شرح است:
انتخابات ریاست جمهوری دهم ظهور جشنواره‌ای از افتخار و عزت ملی در سی امین سال انقلاب اسلامی و تجربه مردم سالاری دینی بود، انتخاباتی در شان مردم ایران و در تراز جمهوری اسلامی که مشارکت ملی، رفتار قانونی و رقابت اخلاقی شعارهای اصلی برگزار کنندگان آن بود و به فضل الهی با حضور پرشور، آگاهانه و بی‌همتای ملت، در سطحی فراتر از همه پیش‌بینی ها، این حماسه تاریخی ملی تحقق یافت و به ثبت رسید. بدون شک این انتخابات فرصتی بزرگ برای ملت، نظام و انقلاب اسلامی و تهدیدی بزرگ و دشمن شکن برای بدخواهان مردم شریف ایران و انقلاب شکوهمند آنان می‌باشد.
در خصوص نامه آقای میرحسین موسوی مطالب زیر به عرض ملت شریف و حماسه ساز ایران اسلامی می‌رسد‌:
نامه ایشان حاوی تناقضات آشکاری بوده و عمدتاً شامل مواردی کلی است که فاقد مستندات عینی و حقوقی می باشد . مواردی که ایشان ادعا کرده‌اند، عبارت است از:
الف - پلمپ صندوق‌های رای
1- طبق قانون انتخابات، باید صندوق‌ها قبل از شروع رای گیری پلمپ شود ، لذا در این راستا به کلیه نمایندگان نامزدها اطلاع داده شده بود که لازم است راس ساعت 7 صبح در شعب اخذ رای حضور داشته باشند و اخذ رای نیز ساعت 8 صبح شروع گردید. اگر برخی از نمایندگان آقای موسوی در ساعت مقرر حضور نیافته و تاخیر داشته‌اند، اخذ رای از مردم که مقابل شعب اخذ رای صف کشیده بوده اند را نمی توان به تعویق انداخت.
« ماده 29 قانون انتخابات: «قبل از شروع رأی‌گیری باید در حضور نماینده یا نمایندگان هیأت نظارت، صندوق‌های خالی، بسته و ممهور به مهر شعبه ثبت نام و اخذ رأی گردد.»
همانگونه که ملاحظه می شود در متن قانون هیچ سخنی از الزام حضور نمایندگان کاندیداها برای پلمپ صندوقها وجود ندارد اما با این حال وزارت کشور از نمایندگان کاندیداها جهت نظارت دعوت کرد و اکثریت قریب به اتفاق نمایندگان آقای موسوی ، هنگام پلمپ صندوق ها ، در شعب اخذ رای حضور داشتند .
2- کلی‌گویی بدون اشاره به شماره صندوق مورد نظر کافی نیست . ایشان لازم بود که شماره صندوق های مورد اعتراض را اعلام نمایند تا ضمن بررسی جواب لازم ارائه گردد. بر اساس تبصره 1 ماده 80 قانون انتخابات ریاست جمهوری که مقرر می دارد « کسانی که از نحوه برگزاری انتخابات شکایت داشته باشند ، می توانند ظرف سه روز از تاریخ اخذ رأی "شکایت مستند " خود را به ناظرین شورای نگهبان یا دبیرخانه این شورا نیز تسلیم دارند . » باید کلیه شکایات مستند و با ذکر نمونه های عینی باشد .
ب- حضور نمایندگان نامزدها
1- وزارت کشور زحمات فراوانی را متقبل شد تا با ایجاد سایت ثبت نام اینترنتی نمایندگان کاندیداها ، بستری فراهم نماید تا نمایندگان نامزدها بتوانند به راحتی مشخصات خود را وارد سایت نموده و برای تمام نمایندگان نامزدها کارت شناسایی رایانه ای صادر شود . بدین منظور در جلسه توجیهی مورخ 2/3/1388 با حضور نمایندگان کاندیداها آقایان: ثمره هاشمی از ستاد آقای دکتر احمدی نژاد ،طلایی نیک از ستاد آقای دکتر محسن رضایی، سلطانی فر از ستاد آقای کروبی ، احمدی از ستاد آقای مهندس موسوی ، سایت مذکور به آنها معرفی و آنان ضمن اعلام آمادگی از وزارت کشور به خاطر این اقدام تشکر نمودند . اما در تاریخ 15/3/1388 به صورت غیر مترقبه و با اظهار اینکه نمایندگان ما در شهرستانها با این روش آشنا نیستند و در این فرصت کوتاه نمی توانیم کار ثبت نام را انجام دهیم ، درخواست کردند تا صدور کارت شناسایی برای نمایندگان نامزدها به صورت دستی و سنتی صورت گیرد ، که ستاد انتخابات کشور در جهت همراهی با آنان این درخواست را پذیرفت .
2- به رغم همراهی وزارت کشور ، ستاد ایشان در معرفی نمایندگان ضعف داشت، به طوریکه حتی برای دادن فتوکپی شناسنامه و الصاق عکس به آن نیز مشکل داشتند و هر روز کار را به تاخیر می انداختند که به عنوان نمونه می توان به شهر تهران اشاره داشت.
3- به رغم همه این موارد وزارت کشور تا آخرین دقایق و حتی روز انتخابات با آنان همراهی نمود و در نتیجه آقای میرحسین موسوی در 40676 صندوق از مجموع 45713 شعبه ، نماینده داشت که حدود 90 درصد از صندوقها را شامل می گردد ( اسامی و مشخصات آنها موجود است) و علاوه بر این تعداد نمایندگان ایشان در شعب اخذ رای از تعداد نمایندگان دیگر کاندیداها بیشتر بوده است یعنی آقای موسوی بیشترین نماینده نسبت به نامزدهای دیگر بر سر صندوق ها داشته اند.
4- عبارت « هزاران گزارش تخلف » در نامه ایشان ، مصداق بارز کلی گوئی است در حالیکه در سراسر کشور و از همه شعب اخذ رای و از طرف همه نامزدها ، ستادهای تبلیغاتی ، نمایندگان نامزدها و هواداران آنها ، فقط 227 مورد شکایت مکتوب به هیات های اجرایی و نظارت شهرستانها واصل شد که 207 مورد از آنها به دلیل عدم ارائه مستندات مربوطه وارد نبوده و 16 مورد به دادگاه و 4 مورد به نیروی انتظامی ارجاع شده است.در مجموع، 20 مورد تخلف ارجاعی به دادگاه و نیروی انتظامی ، مربوط به اشخاص حقیقی است که به عنوان مثال از سوی بعضی از هواداران برخی از نامزد ها،در ساعات پس از 8 صبح روز پنج شنبه 21/3/88 که ممنوعیت تبلیغات نامزد ها بوده، مبادرت به توزیع و نصب اقلام تبلیغاتی نامزد مورد نظرشان نموده بودند.
ج- صندوق های سیار
درخصوص صندوقهای سیار ایشان مواردی را گفته اند که از کسی مانند ایشان بعید است اینگونه آشکارا خلاف واقع بگوید :
1- ایشان ادعا کرده اند که « طبق ماده قانون انتخابات ریاست‌جمهوری تخصیص شعب سیار صرفا برای مناطق صعب‌العبور کوهستانی و مسافت‌های دور و نقاطی که تشکیل شعب ثابت مقدور نیست تشکیل می‌شود » ای کاش شماره آن ماده را ذکر می کردند ، تا با مراجعه به آن ماده معلوم می شد که تشکیل شعب سیار « صرفاً » برای مناطق صعب العبور و کوهستانی نیست و در ادامه ماده مربوطه چگونگی آن مشخص شده است.
آنچه در نص صریح قانون آمده اینگونه است « ماده 50 ـ هیأت اجرایی بخش با تصویب هیأت اجرایی شهرستان میتواند برای مناطق صعب العبور و کوهستانی و مسافتهای دور و نقاطی که تشکیل شعب ثابت ثبت نام و اخذ رأی مقدور نیست شعب اخذ رأی سیار تشکیل دهد هیأت اجرایی شهرستان نیز می تواند در صورتی که لازم بداند نسبت به تشکیل شعب اخذ رأی سیار در مرکز شهرستان و بخش مرکزی اقدام نماید .... » می بینیم که در نامه ایشان واژه صرفا " بکار رفته و دنباله عبارت نیز حذف شده است و این روش تحریف قانون ، غیر صحیح و غیر اخلاقی است .
2- ای کاش ایشان مستنداً ، اعلام می کردند که در انتخابات ریاست جمهوری هفتم ، هشتم و نهم چند صندوق ثابت شهری و چند صندوق سیار وجود داشته و حالا تعداد این صندوق ها چه میزان است ؟ ما این اطلاعات را در سایت وزارت کشور رسما و شفاف و مبسوط قرار داده‌ایم.
طبق قانون و سیره مستمره ، شعب سیار ، نه تنها برای مناطق صعب العبور که همواره برای مناطق شهری ، بیمارستانها ، پادگانها ، مناطق کم جمعیت و موارد دیگر تشکیل می شده است.
به طور مثال در انتخابات ریاست جمهوری نهم در دولت اصلاحات ، از مجموع 41071 صندوق اخذ رای ، تعداد 14102 صندوق آن سیار بوده است یعنی 33درصد کل صندوقها ، در حالیکه در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری از مجموع 45713 صندوق تعداد 14294 سیار بوده است یعنی 30درصد کل صندوق ها، پس ملاحظه می شود که درصد صندوقهای سیار در این انتخابات به نسبت دوره گذشته 3 درصد کاهش یافته است ! از طرفی متاسفانه حتی افزایش میزان 7/11 درصدی تعداد صندوقهای ثابت نیز مورد اعتراض طرفداران آقای موسوی به جهت نگرانی آنها از افزایش تعداد صندوق ها ، واقع شده است . لازم است اشاره شود که برای تعداد 27958931 رای ( کل آراء ماخوذه دردومین مرحله نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ) 14102 صندوق سیار در دولت اصلاحات پیش بینی شده و این در حالی است که برای کل آراء ماخوذه دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری یعنی 39371214 رای ، 14294 صندوق سیار پیش بینی شد و این نشانگر عدم صحت مطالب مطرح شده در این خصوص از سوی ایشان است.و اگر فقط افزایش مشارکت انتخابات ریاست جمهوری دهم را نسبت به مرحله دوم انتخابات ریاست جمهوری نهم یعنی افزایش از حدود 62 درصدی به حدود 85 درصددر انتخابات دهم را در نظر می گرفتیم باید تعداد کل صندوق ها معادل 41071ضربدر 85 درصد ،تقسیم بر 62 درصد یعنی برابر 56307 صندوق و تعداد صندوق های سیار را معادل 14102 ضربدر 85 درصد تقسیم بر 62 درصد یعنی برابر 19333 صندوق درنظر میگرفتیم ،کاملا مشهود است که به نسبت و باتوجه به مشارکت 85 درصدی به مراتب کمتر از دوره نهم در نظر گرفته شده است. مضافا اینکه فضای جدی و رقابتی و شور و شوق و نشاط انتخاباتی و تبلیغاتی قبل از انتخابات و نتایج اکثر نظر سنجی ها هم نشان از میزان مشارکت بالاتری در دور دهم نسبت به دور نهم را نشان میداد.
3- هیچ گونه ممانعتی برای حضور نمایندگان ایشان بر سر صندوقهای سیار وجود نداشته و طبق تبصره ماده 8 آیین نامه اجرایی حضور نمایندگان نامزد های ریاست جمهوری ،تامین نیازهای نمایندگان نامزد ها به عهده نامزد مربوطه می باشد و وزارت کشور از این بابت هیچ گونه تکلیفی ندارد، (اعضا هر شعبه بعلاوه عوامل انتظامی چهارده نفر می‌باشند که اگر نمایندگان کاندیداها هم اضافه شود جابجایی آنها بسیار سخت است) اما با این حال اعضای اجرایی شعب نهایت همکاری را با نمایندگان کاندیداها داشته اند


4- اشکال ایشان مبنی بر افزایش صندوقهای سیار در تناقض با اشکال دیگرشان مبنی بر عدم ارائه امکان لازم برای رای دادن مردم است لذا شرط صداقت این بود که ایشان هم درخواست افزایش صندوقهای ثابت و هم سیار را می نمودند.چنانکه شرح آن با اعداد و ارقام اشاره شد.
د- در خصوص تعرفه‌ها
1- آقای موسوی در نامه خود عدد واجدین شرائط رای دهنده را تعداد 45میلیون و 200 هزار نفر ذکر کرده اند که آشکارا یک میلیون کمتر از تعداد واقعی است .که همانگونه که بار ها اعلام شده تعداد واجدین شرایط 46میلیون و 200 هزار نفر بوده است صرف نظر از اینکه جریان اصلاح طلب بار ها اعلام میکرد که تعداد واجدین شرایط بیشتر از این هم هست.
2- ایشان پذیرفته اند که به تعداد معقولی باید تعرفه اضافه چاپ می شد اما نگفته اند که این تعداد چند تا باید باشد ؟
3- چاپ تعرفه اضافه ، که طبق قانون و عرف انتخابات صورت گرفت ، بارها و بارها در مطبوعات و از سوی ستاد ایشان ، مورد تهاجم واقع شد . که وزارت کشور در موقع خود پاسخ آنها را داد و بر اساس وظیفه قانونی و با توجه به میزان مشارکت پیشتر پیش بینی شده اقدام به چاپ تعرفه کرد، تا با مشکل مواجه نشود .و طبیعی است تخمین دقیق و بدون خطاء تعداد رای دهنده در هر شهرستان و یا در هر صندوق امکان پذیر نیست.
4- در این دوره از انتخابات ، به منظور صیانت از آراء مردم ، کلیه تعرفه ها دارای سریال مخصوص و کد اختصاصی استانی بود که امکان جابجائی را از بین می برد تا رای مردم با ضریب امنیتی بیشتری حفاظت گردد .
5- ما قصد این را نداریم که بگوئیم آیا آقای موسوی و دیگران ، با سوء نیت آن فشارها را وارد می کردند تا تعرفه اضافه چاپ نشده و در نتیجه مردم با کمبود تعرفه مواجه شوند و آنها امروز بهانه ای دیگر برای تهمت و اعتراض داشته باشند،لیکن اظهارات فعلی ایشان جای این سوال را باقی می گذارد.
6- با توجه به شکوه و عظمت حضور ملت از ساعات اولیه در سر صندوقهای رای، صفوف متراکمی تشکیل شده بود و به همین دلیل نیز به کلیه شعب گفته شد به محض آنکه تعداد تعرفه های باقیمانده به عدد 100 رسید سریعا خبر دهید و قبل از اتمام آنها، تعرفه های موردنیاز برای آنها ارسال می شد .
با اینکه تبلیغات همه جانبه ای هم از سوی هواداران ایشان سازماندهی شد و به دروغ آشکار متوسل شدند که قرار است در صندوق های مستقر در مساجد تقلب صورت گیرد ! و مردم را به سوی صندوق های مستقر در مدارس دعوت کردند .
7- با توجه به قانون انتخابات ، رای دهندگان مجاز هستند در هر نقطه ای از کشور که بخواهند رای بدهند . لذا سیال بودن تعداد رای دهندگان ، موجب می شود تا نتوان دقیقا برآورد کرد که در هر صندوق چند نفر مراجعه می نمایند از این رو در شعب اخذ رای ، با در نظر گرفتن آمار رای دهندگان در آخرین انتخابات در هر شهرستان و صندوق تعداد تعرفه متناسب تحویل داده شدو تنها تعداد معدودی از شعب اخذ رای با کمبود تعرفه مواجه شدند که به سرعت تعرفه لازم تحویل گردید.

ه-محدود کردن زمان رای گیری
محدود کردن زمان رای گیری نیزمانند بسیاری از مطالب دیگر ایشان خلاف واقع است ، زیرا رای گیری به درخواست فرمانداران و با دستور وزیر کشور ، چهار بار و تا ساعت 22 تمدید شد. لازم به ذکر است که انتخابات ریاست جمهوری نهم از ساعت 9 صبح شروع شده بود ولی انتخابات دهم از ساعت 8 صبح آغاز گردید،(یعنی 1 ساعت زودتر)و طبق قانون تا ساعت 18 ادامه یافت و وقت دوم از 18 تا 19 تمدید شد و بار سوم از ساعت 19 تا 20 تمدید گردید و بار چهام از20 تا 21 تمدید شدو بار پنجم از 21 تا 22 تمدید گردید و در نهایت نیز در اطلاعیه رسمی ستاد انتخابات کشور اعلام گردید تا زمانیکه رای دهنده در مقابل شعبات وجود دارد افراد به داخل شعبه هدایت شده و از آنها رای گیری به عمل آید ، به طوریکه در برخی از شعب تا پاسی از نیمه شب نیز رای گیری ادامه داشت .
ایشان ادعا کرده اند که چهار نفر از ستاد ایشان به وزارت کشور مراجعه نموده اند و تقاضای ملاقات با وزیر کشور جهت تمدید مهلت اخذ رای داشته اند و به آنها اجازه ملاقات داده نشده است ، در حالیکه چهار تن از نمایندگان ایشان به نام آقایان بهزادیان نژاد ، علی ربیعی ، مهرعلیزاده و فرد دیگری به ستاد انتخابات کشور مراجعه کردند و بیش از یک ساعت با رئیس ستاد انتخابات کشور ملاقات داشتند و سخنان و درخواست های ایشان شنیده شد و پاسخ های مستدل ستاد انتخابات کشور را نیز دریافت نمودند.
و-انتقال صندوق ها به فرمانداری
آقای موسوی ادعای عجیبی دیگری نیزنموده اند که مانند بقیه سخنان ایشان ، بدون استناد می باشد.
ایشان ادعا نموده اندکه در مرحله شمارش آراء و تنظیم صورتجلسات در شعب اخذ رای ، هیچ نظارتی از سوی نمایندگان کاندیداها وجود نداشته است ، در حالیکه نمایندگان ایشان در صندوق های اخذ رای تا پایان شمارش آراء و تنظیم صورتجلسات و امضاء فرم های مربوطه ، در شعب اخذ رای حضور داشته و اعداد و ارقام فرم های مذکور را یادداشت نموده اند و بر تمامی مراحل شمارش آراء و اعلام نتایج صندوق ها نظارت داشته اند . این در حالیست که تمامی صندوق ها با حضور اعضاء اجرایی شعبه ، نماینده فرماندار ، بازرسان ، ناظران شورای نگهبان، محافظان صندوق ها و نمایندگان نامزدها شمارش شده است ، یعنی موقع شمارش آراء حداقل 14 نفر در محل هر صندوق حضور داشته اند .
ایشان در بخش دیگری از نامه خود به اعلام نتایج شمارش آراء صندوق ها به وسیله صدا و سیما اعتراض کرده اند ، درحالیکه این اقدام ستودنی ستاد انتخابات کشور ، شایسته تقدیر است زیرا در انتخابات ادوار گذشته معمولاً مردم حداقل تا 12 ساعت پس از پایان برگزاری انتخابات ، هیچگونه اطلاعی از نتایج شمارش آراء نداشتند و از سوی مسئولان انتخابات به آنها اطلاع رسانی نمی شد .همانگونه که همگان از مدت ها قبل اطلاع دارند در این انتخابات به دلیل ضرورت اطلاع رسانی سریع به مردم نرم افزاری طراحی گردید و نتایج شعب اخذ رای ، مستقیماً از شعبه ها به ستاد انتخابات کشور ارسال می شد و بلافاصله به صورت نوبه ای به اطلاع مردم می رسید . و این امر نه تنها هیچ منافاتی با قانون انتخابات ریاست جمهوری ندارد بلکه در راستای احترام به حق مردم برای اطلاع رسانی سریع از نتیجه انتخابات می باشد . ما مردم را نامحرم ندانسته و سعی نمودیم هر نتیجه ای که به ستاد انتخابات کشور می رسد ، در اختیار مردم نیز قرار گیرد . البته از ساعت 12 ظهر روز شنبه 23/03/88 که فرم های 28 انتخابات ( اعلام نتایج شهرستان ها ) به تعداد معتنابهی رسید ، اعلام نتایج بر اساس این فرم ها ادامه یافت .
اگر آقای موسوی ادعا دارند که نتایج انتخابات و تجمیع آراء واقعی نبوده ،می بایست دلایل خود را اعلام و مستندات خویش را ذکر می نمودند.
ایشان با ذکر نامه نمایندگان سه نفر از نامزدها ، ادعا کرده اند که این نمایندگان که در ستاد انتخابات کشور مستقر بودند ، از جریان اعلام نتایج بی خبر بوده اند . ای کاش ایشان بدون عصبانیت ، لحظه ای در قانون انتخابات تامل می کردند تا می فهمیدند که ستاد انتخابات کشور ، صرفاً موظف است نتایج فرم های 28 ( اعلام نتایج شمارش آراء شهرستان ها ) را به نمایندگان نامزدها اعلام نماید و ارائه نتایج فرم های رایانه ای واصله از شعب اخذ رای به این افراد بر عهده وزارت کشور نیست . البته در راستای اجرای قانون ، کلیه فرم های 28 واصله از شهرستان ها بدون تاخیر به این نمایندگان ارائه می شد. نکته قابل ذکر اینکه نمایندگان برخی نامزدها ، وقتی در ساعت حدود 6 صبح از ناکامی نامزدهای خود مطلع شدند ، ستاد انتخابات را به اختیار خود ترک نمودند .
ز-نسبت دادن آرایش سبد آراء
یکی از مسائلی که به نظر آقای موسوی قابل تامل بوده و صحت انتخابات را مورد تردید قرار داده ، نسبت تقریباً ثابت آراء کاندیداها در تمام مناطق کشور بوده است ! در این رابطه ذکر موارد زیر مفید به نظر میرسد.
1- توجه ایشان را به این نکته معطوف می داریم که آراء کاندیداها در مناطق کشور ثابت نبوده و به عنوان مثال خود ایشان در رتبه بندی آراء دراستانهای آذربایجان غربی و سیستان و بلوچستان نفر اول می باشند .
2- اگر مردم کشور در اکثریت بالایی از شهرستانها ، جناب آقای دکتر احمدی نژاد را مورد اعتماد و تایید قرار داده اند ، بهتر است آقای موسوی دلیل این امر را در عملکرد و شعارهای ایشان جستجو کند و اصل انتخابات و حماسه عظیم قریب به40 میلیونی ملت بزرگ ایران را زیر سوال نبرد .
3- ادعای ایشان در مورد عدم کسب اکثریت آراء نامزدها در محل تولدشان ، ناشی از اطلاعات کذبی است که به ایشان رسیده وگرنه بر طبق نتایج انتخابات که در صدا وسیما نیز اعلام شده و نیز آماری که هم اکنون در سایت پرتال وزارت کشور وجود دارد ،آقای موسوی در زادگاه خود یعنی در شهرستان شبستر ، آقای رضایی در شهرستان لالی و آقای احمدی نژاد در گرمسار حائز اکثریت آراء شده و آراء آقای کروبی در شهرستان الیگودرز حائز بهترین نتیجه خود در کل کشور یعنی در رتبه دوم قرار دارد .ضمن اینکه به لحاظ عقلی هم هیچ الزامی وجود ندارد که حتما اهالی یک شهرستان به همشهری خود رای دهند.
4- اعلام نتایج به تفکیک استانها و شهرستان های سراسر کشور از سوی ستاد انتخابات کشور رسماً منتشر و توسط صدا وسیما و جراید و رسانه ها اعلام گردید . هم اکنون نیز برای اولین بار در طول تاریخ انتخابات ، اعلام نتایج انتخابات به تفکیک شعب اخذ رای از سوی ستاد انتخابات کشور در حال انجام است که به خودی خود نشانگر صحت انتخابات و اطمینان برگزار کنندگان از درستی عملکرد خویش می باشد .
و اما در مورد قسمت انتهایی نامه ایشان که اشاره به تخلفات ادعایی مربوط به قبل از برگزاری انتخابات از قبیل استفاده از رسانه ملی،استفاده از وسایل نقلیه دولتی،افتتاح پروژههای عمرانی ،پرداخت معوقه کارکنان دولت،توزیع سهام عدالت و امثال آنها را داشته است،لازم به ذکر است با این گونه ادعا ها هیچ خدشه ای به رای مردم وارد نمی شود. و مردم فهیم و آگاه ما با توجه به همه این تبلیغات و مباحثات به نامزد مورد نظر خودرای داده اند و این موضوعات قبل ازبرگزاری انتخابات هم از سوی ایشان و طرفدارانشان و رسانه های همسو با حجم وسیع مطرح گردید و لیکن مردم براساس شناخت خود از نامزد ها 40 میلیون رای به صندوق ها ریختند و سرنوشت انتخابات را با رای خود رقم زدند. بدیهی است تک تک آراء 40 میلیونی مردم فارغ از اینکه به چه نامزدی تعلق گرفته است برای مسئولین برگزار کننده انتخابات محترم بوده وما به عنوان خادمین ملت دست تک تک آنها را به خاطر خلق این حماسه تاریخی می بوسیم.
و در آخر آقای موسوی باید به این نکته توجه داشته باشد که اگر خدمات دولت و مقدمات انتخابات را باعث ابطال انتخابات می دانستند باید از ابتدا با اعلام باطل بودن انتخابات در انتخابات شرکت نمی کردند نه اینکه پس از عدم کسب رای لازم در انتخابات،موضوعات اتفاق افتاده ادعایی قبل از برگزاری انتخابات را بهانه ای برای ابطال آراء حدود 40 میلیونی رای ملت اعلام می کرد.
رفتار آقای موسوی این ذهنیت را تقویت میکند که ایشان با این هدف شرکت کردند که اگر موفق به کسب اکثریت آراء شدند انتخابات خوب است و اگر شکست خوردند انتخابات باطل و بد است. ازجناب آقای موسوی خواستاریم به قانون و رای مردم احترام قائل شده و قانون گرایی را در رفتار خودشان نشان دهند.

منبع: خبرگزاری فارس


نويسنده : یه عاشق ; ساعت ٧:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۱ امرداد ۱۳۸۸ | پيام هاي ديگران

سازگاری نتایج انتخابات با آزمون‌های بنفورد
مقدمه: با توجه با داغ بودن موضوع صحت انتخابات در روزهای اخیر، مقاله ای با عنوان "مستندات علمی دستکاری در آراء انتخابات دهمین دوره انتخابات" در پایگاههای متعدد اینترنتی مرا بر آن داشت تا محاسبات ادعایی در آن مقاله را بررسی کنم که نتیجه این امر چیزی جز رد آن مقاله و اطمینان از نتایج انتخابات نبود. در مقاله ادعایی هیچ نموداری رسم نشده بود تا اصل ماجرا مشخص گردد و البته قسمتهای اصلی مقاله یعنی محاسبه میزان خطا و انحراف، کاملا اشتباه بود و تعمداً از مقادیر نرمال نشده استفاده شده بود و نتیجه دیگری را به خواننده القا می‌کرد. اما در مقاله پیش رو سه آزمون متعارف آماری برای بررسی علمی نتایج انجام شده است تا به طور کامل صحت داده ها تحلیل گردد. امید است تا خوانندگان گرامی، نگارنده را از نظرات خود بهره‌مند سازند.
طی چند روز گذشته بحثهای فراوانی در خصوص امکان و احتمال تقلب در انتخابات ایران بعمل آمده است. با توجه به اینکه بازشماری آراء کاری پرزحمت برای دستگاه اجرایی و نظارتی انتخابات خواهد بود باید، کاندیداهای معترض شواهد و مستندات قابل قبولی را به این مراجعه اعلام نمایند تا دستکاری در نتایج انتخابات را آشکارا نشان دهد. راههای علمی زیادی وجود دارد که با استفاده از آمارهای اعلام شده توسط وزارت کشور این دستکاری ها در صورت وجود به نمایش گذاشته شود و یا صحت انتخابات از لحاظ شاخصهای علمی آمار بررسی شود.
صحبت از تقلب در انتخابات تنها یک موضوع مختص به ایران و حتی کشورهای در حال توسعه نظیر ونزوئلا، مکزیک، و زیمباوه نیست و در سال 2000 شاهد بودیم که بحث تقلب در انتخابات ریاست جمهوری در ایالت فلوریدا به موضوع داغ آنروزها بدل شده بود. به هر حال آنچه مسلم است آنکه اهمیت سیاست و موضوع تقلب در انتخابات سبب شده که دانشمندان علم آمار با استفاده از کمترین داده های موجود از انتخابات روشهای آماری را طراحی کنند که با کمک آن بتوان با صراحت در مورد سلامت انتخابات اظهار نظر نمایند. یکی از معمول ترین این روشها روشی است که از قانون بن فورد (
Benford’s Law) پیروی می‌کند. بطور خیلی مختصر و قابل درک برای خوانندگان این قانون به آن اشاره دارد که رقمهای مربوط به یک عدد (خواه یک رقمی یا بیش از یک رقمی) حاصل از شمارش یک پدیده در جهان خارج (جهان واقعی) از توزیع نرمال (Normal distribution) یا توزیع یک فرم (Uniform distribution) پیروی نمی‌کند بلکه از توزیعی شبیه توزیع Chi Square پیروی می‌کند. آقای بن‌فورد احتمال این اعداد را برای حوادثی چون انتخابات محاسبه کرده است. قابل ذکر است که اعداد ذکر شده در قانون بن‌فورد همانند قوانین نیوتن یک واقعیت علمی است و در حال حاضر علاوه بر مسئله انتخابات، برای رسیدگی به احتمال تقلب در سود سهام شرکتها و مسائل مالیاتی نیز از همین روش استفاده می‌شود.
اجازه بدهید چند خط از این مقاله را به توضیح ساده این قانون بپردازیم. در این قانون احتمال اینکه آخرین عدد سمت چپ یک عدد (فرض کنید تعداد آراء اخذ شده به نفع یک کاندیدا) که می‌تواند یکی از اعداد 1 تا 9 باشد با هم برابر نیست. بلکه احتمال آنکه رقم سمت چپ یک عدد، 1 باشد حدود 30% است در حالی که این احتمال برای عدد 9 در حدود 4.5%. همچنین است احتمال وجود عدد 0 تا 9 برای دومین رقم سمت چپ تعداد آراء اخذ شده به نفع یک کاندیدا که آن نیز از قانون دیگری پیروی می‌کند.
طبق این قانون احتمال ظهور اعداد در رقم اول از رابطه 1 تبعیت می‌کند:

(1)

شکل 1- توزیع ستونی احتمال توزیع اعداد در رقم اول، دوم و سوم طبق قانون بن فورد

به دلیل طولانی بودن متن ادامه آن را در ادامه مطلب بخوانید.


ادامه مطلب
نويسنده : یه عاشق ; ساعت ٩:۳٦ ‎ب.ظ روز ٤ امرداد ۱۳۸۸ | پيام هاي ديگران

بنا به آمار رسمی، در جریان راهپیمایی ها و اعتراضات به نتایج انتخابات ریاست جمهوری تا امروز عده زیادی کشته و زخمی شده اند. حجم خسارت به اموال عمومی و خصوصی و همچنین هزینه سنگین سیاسی که این اجتماعات بعضا خشونت آمیز و خصوصا سرکوب خشونت بار آنها توسط پاره ای از نیروهای انتظامی و شبه انتظامی، بر کشور ما و منافع ملی آن تحمیل کرده قابل احصا نیست. از آنجا که ریشه همه این حوادث بدون شک به ادعای رقیب اصلی و شکست خورده در این انتخابات در خصوص «تقلب گسترده» و «دستکاری در آراء» باز می گردد – که اتهامی بسیار سنگین است – این نوشتار بر آن است تا به مهمترین و اصلی ترین متنی که تاکنون توسط جناب آقای میرحسین موسوی جهت شکایت از نتایج انتخابات نوشته شده مراجعه نموده و با بررسی و تحلیل دقیق این متن، به شالوده شکنی و یا واسازی (Deconstruction) دلایل و استدلالهای ارائه شده در آن بپردازد.
امید است که در فرایند واکاوی این متن، قوت و استحکام و پشتوانه استدلال های ارائه شده در آن مبنی بر وجود «تقلب گسترده» در انتخابات - که عملاً به معنی جابجا شدن بالغ بر 10 میلیون رای است – تا حدوی روشن شود. آشکار شدن وزن این استدلالها مشخص می کند که آیا آنها این اندازه پایه و اساس داشته است که خون هفت انسان به پای آنها ریخته شود؟
1. آقای میرحسین موسوی در اولین بند نامه اش به شورای نگهبان - که قاعدتاً باید حاوی محکم ترین استدلال او مبنی بر وجود «تقلب گسترده» در انتخابات باشد – بر خلاف تصور خواننده اصلا به موضوع «تقلب» در انتخابات اشاره نمی کند. ایشان در این بند به موضوعی اشاره می کند که هیچگونه ارتباط مستقیمی به موضوع «تقلب» ندارد. تاکید کردن بر محتوای مناظره های انتخاباتی در بند اول نامه موسوی به نظرم از چند جهت بسیار معنادار و حتی برملا کننده است.
1.1: شاید منظور آقای موسوی این است که سخنان مطرح شده توسط محمود احمدی نژاد در مناظره ها علیه برخی شخصیتها و آقازاده ها، به تحریک و «اغفال» گسترده مردم منجر شد و باعث شد آنها هیجانی شده و فوج فوج به احمدی نژاد تمایل پیدا کنند. در این صورت که آقای موسوی پذیرفته است که رقیب ایشان رای بسیار بالایی در انتخابات آورده است. واقعاَ اگر مهندس موسوی قائل بوده است که مطالب عنوان شده در مناظره ها اینچنین تأثیر دگرگون کننده ای در نتیجه انتخابات داشته است چرا در همان روز پس از مناظره در اعتراض به طرح این مطالب از این رقابت «ناعادلانه» خارج نشد؟ چرا ایشان به حضور در این مناظره ها ادامه داد؟ و از همه مهمتر چرا ایشان علی رغم همه مطالب مطرح شده در مناظره ها، در آخرین ساعات روز انتخابات بطور قاطع خود را برنده این انتخابات اعلام کرد؟

 


1.2: اینکه اولین بند نامه موسوی با ذکر نام به تجلیل و دفاع از «مظلومیت» آقای هاشمی رفسنجانی و آقای ناطق نوری در مناظره ها اختصاص می یابد، ناخواسته بازگوکننده ریشه ها و علتهای اصلی راه اندازی راهپیمایی ها و اعتراضات در چند روز گذشته است. همان «جوشش آتشفشانی» و «بنزین» و «دود و آتش» که قبلا هشدارش داده شده بود. واقعا چه نسبتی میان آن نامه آقای هاشمی و این نامه جناب موسوی وجود دارد؟ آیا میر حسین موسوی در بند اول نامه اش دارد اذعان می کند که اعتراض اصلی او و حامیان او در این اجتماعات و راهپیمایی ها به برده شدن اسم هاشمی و ناطق و فرزندان آنها در مناظره های انتخاباتی است؟ اگرنه چه لزومی داشته که این موضوع در سرلوحه نامه او قرار گیرد؟
1.3: فرض می کنیم که احمدی نژاد در اعلام اسامی اشخاص در مناظره ها و نسبت دادن تخلفات مالی به آنها مرتکب تخلف در تبلیغات انتخاباتی شده باشد. آیا این تخلف در تبلیغات به معنای «تقلب» در نتایج است؟ روشن است که افرادی که حقی از آنها ضایع شده می توانند خواستار پخش پاسخ خود از صدا و سیما باشند و یا حتی موضوع را بطور قانونی پیگیری کنند. اما حتی در این صورت نیز هیچ خللی بر نتیجه انتخابات وارد نیست. اینها دو موضوع جدا از هم هستند.
2. در بند دوم نامه، باز انتظار ما برای بیان مستنداتی از «تقلب گسترده» توسط میرحسین موسوی به نتیجه نمی رسد. در این بند موسوی دوباره به مناظره ها رجوع کرده و طرح «مطالب خلاف امنیت ملی» و «زیر سوال بردن بنیانگذار جمهوری اسلامی» توسط احمدی نژاد را به عنوان دلیل وجود «تقلب گسترده» در انتخابات مطره می کند. در این خصوص چند مطلب قابل بیان است:
2.1: آقای موسوی به عنوان یک نامزد هیچگونه مسئولیت قانونی در قبال تشخیص و مراقبت از «امنیت ملی» ندارند. طبعا رییس جمهور به عنوان «رییس شورای عالی امنیت ملی» بیش از دیگران در این خصوص به اطلاعات دسترسی داشته و جهت مراقبت از امنیت ملی مسئولیت و اختیار قانونی دارد. در سالهای گدشته دیده ایم که چگونه اشخاصی امنیت و منافع شخصی خود را به «منافع و امنیت ملی» گره می زنند و خواستار سلب آزادی ها و حقوق مردم می شدند. ایا آقای موسوی هم می خواهد با چنین شیوه ای رای 24 میلیون شهروند را باطل کند؟
2.2: ادعای «زیرسوال بردن بنیانگذار انقلاب اسلامی» نیز ادعای بسیار قابل توجهی است. ظاهرا آقای موسوی کلیه اقدامات دولت خود و دوستان خود در دهه شصت را عینا مورد تایید امام خمینی (ره) می داند. در سالهای گذشته دیده بودیم که برخی از متعصبین جناح راست حتی انتقاد به یک آبدارچی بنیاد مستعضفان را ضدیت با ولایت فقیه می دانستند چون معتقد بودند که رییس این بنیاد توسط رهبری منصوب می شود و آن آبدارچی هم در سلسله مراتبی توسط آن رییس منصوب می شود پس آن آبدارچی منصوب ولی فقیه است و هرکس با آن آبدارچی مخالف باشد مخالف ولایت فقیه است!
آیا عجیب نیست که شخصیت فرهیخته ای چون آقای موسوی به چنین استدلالی برای دفاع از تمامیت عملکرد خود در دهه شصت دست یازد؟ چرا ایشان انتقاد از مواردی چون گزینش های بسیار سخت گیرانه، ارعاب 99 نماینده مجلس مخالف دولت و یا حتی بخشنامه لباس مشکی و قهوه ای - که آشکارا امروز غیر قابل دفاع هستند - را «زیر سوال بردن امام خمینی» می داند؟ بدیهی است که اینها اعمال دولت ایشان و یا دوستان و حامیان ایشان بوده است و نه اقدامات امام راحل (ره).
2.3: اگر استدلال آقای موسوی را بپذیریم، قاعدتا انتقادهای شدید و بی رحمانه ایشان و دیگر کاندیداها از عملکرد دولت نهم نیز «زیر سوال بردن ولایت فقیه کنونی» است. چون همانطور که اما راحل در دهه شصت بطور آشکار از دولت موسوی حمایت می کرد، رهبری فعلی نیز در سالهای گذشته از دولت نهم حمایت کرده است. آیا آقای موسوی می پذیرد که اعمال خودش در این انتخابات زیرسوال بردن ولایت فقیه بوده است؟
2.4: به فرض که آقای احمدی نژاد «مطالب خلاف امنیت ملی» در مناظره ها بیان کرده باشد و حتی امام راحل (ره) را زیر سوال برده باشد. آیا این دلیل بر وجود «تقلب گسترده» در انتخابات است؟ دوباره سوال می کنیم اگر اینقدر حرمتها و قداستها شکسته شده بود، اصلا چرا آقای موسوی حاضر شد در چنین انتخاباتی حاضر شود و حتی پیشاپیش خود را پیروز آن اعلام کند؟ نکند آقای موسوی بر این باور است که چون حرمتها شکسته شدن ومقدسات زیر سوال رفت رای آقای احمدی نژاد به 24 میلیون رسید؟
3. بالاخره در بند سوم نامه آقای موسوی به موضوعی اشاره می کنند که ارتباط به روز انتخابات دارد. در این بند ایشان از عدم صدور کارت برای تعدادی از ناظرین ایشان و آقای کروبی اعتراض می کند. در خصوص این بند نیز چند نکته گفتنی است:
3.1: در اینجا آقای موسوی به اصطلاح به نیمه خالی لیوان اشاره کرده اند. طبعا وزرات کشور باید در این مورد پاسخگو باشد که چرا به تعداد درخواست شده کارت صادر نشده است. البته آنها نیز در پاسخ به مواردی همچون ناقص بودن مدارک ارسالی ناظرین اشاره کرده اند که بنده نمی توانم قضاوتی درباره ادعای طرفین داشته باشم. اما سوال این است که چرا جناب موسوی که با قاطعیت هرچه تمام از «تقلب گسترده» در انتخابات سخن گفته اند به جای آنکه ابتدا لااقل به یک گزارش مستند و دقیق از یکی از چند هزار ناظر خود بر سر صندوق ها اشاره کنند، مبنای اعتراض خود را بر یک موضوع «عدمی» قرار داده اند. قاعدتا اگر تقلبی به گستردگی 10 میلیون رای در سطح کشور رخ می داد لااقل دهها نفر از میان چند هزار ناظر آقای موسوی می بایست به شواهدی در این خصوص دست یافته باشند. چرا آقای موسوی بجای استناد به آنها به «عدم وجود ناظر» در برخی صندوقها اشاره می کند که حتی در فرض صحت هم نمی توان آنرا فی نفسه دلیلی بر وجود قطعی تقلب دانست. آیا آقای موسوی اخلاقا می تواند مدعی شود که هرجا ناظر من نبوده قطعا تقلب شده است؟
3.2: قابل قبول است که آقای موسوی در مورد صندوقهایی که ناظر نداشته اند دارای شک و شبهه باشد. این شک کاملا معقول و منطقی است. اما راه حل برطرف شدن آن این است که ایشان خواستار بازشماری تعدادی از این صندوقها بصورت تصادفی شوند و نتایج آنها را با صندوقهایی در همان منطقه و شهر مقایسه کنند که در آنجا ناظر داشته اند و ببینند که آیا چنان تفاوت فاحشی وجود دارد یا خیر. قطعا ایشان می دانند که برای آنکه 10 میلیون رای جابجا شود بطور متوسط 10 هزار صندوق می بایست کاملا دارای آراء واژگون شده باشد. شناسایی و پیدا کردن این 10 هزار صندوق اصلا کار دشواری نیست. خصوصا برای جناب آقای محتشمی رییس کمیته صیانت آقای موسوی که خود در زمینه تخلف انتخاباتی در مقام وزیر کشور دارای سوابق قابل توجه هستند.*
3.3: این پرسش مهمی است که چرا آقای موسوی در این نامه بطور مشخص به هیچ حوزه ای که در آن «تقلب گسترده» صورت گرفته باشد اشاره نمی کنند؟
4. در بند چهارم آقای موسوی نسبت به استفاده از کامپیوتر و شیوه آنلاین در اعلام نتایج آرا هر صندوق به ستاد مرکزی انتخابات اعتراض می کند. این اعتراض البته در جای خود قابل بررسی است اما هیچ عقل سلیمی نمی پذیرد که به صرف اینکه نتایج هر صندوق در حضور همه اعضای هیات اجرایی و نظارت و ناظرین کاندیداها (در صورت حضور) وارد کامپیوتر شده و به طور آنلاین به ستاد انتخابات اعلام شده ، پس در انتخابات «تقلب گسترده» صورت گرفته است. شاید این شیوه جدید و استفاده از فناوری نوین ابهاماتی داشته باشد، اما قطعا صورتجلسه های همه صندوقها موجود است و بنا به اعلام وزارت کشور نیز قبل از اعلام نتیجه نهایی همه صورت جلسه های مکتوب با آمار اعلام شده کامپیوتری مجددا تطبیق داده شده است. اگر هم شکی و شبهه ای هست قطعا با مراجعه به صورت جلسه ها قابل رفع است. پس چه حجتی داریم که اینگونه با قاطعیت بگوییم چون در اعلام نتایج از کامپیوتر استفاده شده حتما «تقلب گسترده» صورت گرفته است؟
5. در بند پنج آقای موسوی به موضوع کمبود تعرفه اشاره کرده اند که به ادعای ایشان در برخی حوزه ها موجب توقف رای گیری شده است. اولا نفس کمبود تعرفه با توجه به مشارکت 85 درصدی در انتخابات امر عجیبی نیست. ضمن اینکه بنا به اعلام وزارت کشور به هر شعبه اعلام شده بود که به محض اینکه استفاده از آخرین بسته صد برگی رای را شروع کردند اعلام اتمام تعرفه کنند تا در این فاصله تعرفه های جدید برای انها ارسال شود. لذا اعلام اتمام تعرفه به معنی تعطیلی رای گیری نیست. آقای موسوی اشاره ای به هیچ صندوقی که در آن رای گیری متوقف شده باشد نکرده اند اما بنا به اعلام ستاد انتخابات هیچ صندوقی به دلیل اتمام تعرفه رای گیری را تعطیل نکرده است. اما باز اینجا فرض را بر صحت قول جناب موسوی می گذاریم که واقعا در برخی صندوقها تعرفه تمام و رای گیری متوقف شده است. در اینجا چند پرسش پیش می آید:
5.1: آیا اتمام تعرفه در یک یا چند صندوق دلیل بر «تقلب گسترده» در انتخابات است؟ واقعا معلوم نیست تعریف آقای موسوی از تقلب چیست؟
5.2: چرا با آنکه آقای موسوی در مبارزه انتخاباتی اینهمه «احساس خطر» کرده بود و هشدار داده بود و با اینکه به زعم ایشان در مناظره ها «استوانه های نظام» مورد هتک حرمت قرا گرفته بودند و «مقدسات» زیر سوال رفته بود، چرا طرفداران ایشان آنقدر همت نداشتند که در ساعات آغازین رای گیری برای مشارکت در این انتخابات حساس و جلوگیری از تداوم این «فاجعه» پای سر صندوقها حاضر شوند؟
5.3: آقای موسوی از کجا می دانند که همه آن افرادی که در حوزه های تعطیل شده موفق به دادن رای نشدند طرفدار ایشان بوده اند؟ از کجا معلوم که بسیاری از آنها قصد نداشتند به آقای احمدی نژاد رای دهند؟ در اینجا نیز استدلال آقای موسوی مبتنی بر یک مقوله عدمی و موهوم است. شبیه همان شعار غیبی است که اصلاح طلبان سالها می دادند و طی استدلالی غریب مدعی بودند که همه آنهایی که در انتخاباتها رای نمی دهند در دلشان طرفدار اصلاح طلبان هستند!
6. همانطور که در ارزیابی بندهای بالا مشاهده شد آقای موسوی هیچ استدلال محکم و قابل اعتنایی برای اثبات وجود «تقلب گسترده» در انتخابات ارائه نکرده اند. بجای چنین استدلالهایی، ایشان گاه به موارد بی ارتباط با روز انتخابات و روند شمارش آرا اشاره کرده اند، یا به مواردی که ممکن است بی ربط نباشد اما یا صرفا در حد شک و شبه است و یا در اصل اعتراض به مواردی غیر از «تقلب» است. از این رو عجیب است که در بند ششم نامه، ایشان می گوید که «علاوه بر موارد فوق» 80 مورد تخلف دیگر نیز در روز انتخابات به شورای نگهبان اعلام شده است. در مورد این بند نیز چند نکته گفتنی است:
6.1: در اینجا ایشان ارجاع به مواردی می دهد که برای خواننده مبهم و مجهول است. واقعا پرسش اینجا است که چرا ایشان لااقل چند مورد از این تخلفات را همچون موارد ذکر شده در بندهای بالا در متن نامه خود به شورای نگهبان ذکر نکرده است.
6.2: بر هر آشنای با الفبای سیاست و حتی هر عقل سلیمی کاملا واضح و روشن است که اگر جناب موسوی در میان این 80 مورد حتی یک مورد را پیدا می کرد که بر ملا کننده تخلفی چشمگیر و افشاگر وجود «تقلب گسترده» در انتخابات می بود، قاعدتا می بایست آنرا در این نامه، که مهمترین متن و سند اعتراض او به این انتخابات است، مورد اشاره قرار می داد. نمی تون پذیرفت که ایشان مثلا ایثار کرده اند و یا برای حفظ مصالح مملکت از بیان برخی تخلفات خودداری کرده اند! امروز خون هفت انسان پای ادعای «تقلب» در انتخابات ریخته شده است. طبعا آقای موسوی که تا اینجا جلو آمده نمی توانسته در نوشتن نامه اش ملاحظه مصلحت داشته باشد. نتیجه آنکه این 80 مورد هم به احتمال به قریب یقین هیچ مورد قابل ملاحظه و تاثیرگذاری نبوده که بتوان بر آن تکیه کرد و نتایج انتخابات را زیر سوال برد.
7. در بند هفتم مجددا آقای موسوی برای اثبات وجود «تقلب گسترده» در انتخابات به یک موضوع پیشا-انتخاباتی اشاره کرده است. از نظر ایشان اینکه آقای احمدی نژاد قبل از انتخابات از پیروزی خود سخن گفته «فی نفسه» دلیل روشن و آشکاری است بر وجود «قصد» دستکاری در آراء. آقای موسوی همچنین انعکاس پیشاپیش پیروزی احمدی نژاد در برخی رسانه ها را تاییدی بر این موضوع دانسته است. در این مورد نیز چند مطلب قابل ذکر است:
7.1: آقای احمدی نژاد تنها کاندیدایی نبودند که در روند تبلیغات انتخاباتی از پیروزی خود در انتخابات سخن گفتند. نه تنها ستاد آقای موسوی بطور مکرر از پیروزی چشمگیر ایشان خبر می داد بلکه شخص ایشان حتی قبل از شروع شمارش آرا با اطمینانی بی سابقه و منطقی شگفت اعلام کرد که پیروز قاطع انتخابات است و هرنتیجه ای غیر از این، به معنی دستکاری در انتخابات است! اگر استدلال بند هفتم ایشان درست باشد خود ایشان نیز متهم به «تقلب» هستند.
7.2: حتی اگر فرض کنیم که سخن آقای احمدی نژاد بیانگر «قصد» دست کاری در انتخابات بوده باشد. در چنین وضعی هر دانشجوی سال اول حقوق هم می داند که چنین «قصد» و یا «نیت مجرمانه ای» برای اثبات «وقوع جرم» - که در اینجا وجود «تقلب گسترده» در انتخابات است – کفایت نمی کند. در هر محکمه ای علاوه بر «نیت» می بایست «مستندات» کافی برای محکوم کردن متهم وجود داشته باشد. به نظر می رسد اقای موسوی چون در ارائه اسناد و مدارک کافی برای اثبات «تقلب» دستشان خالی است به «نیت خوانی» و «قضاوت داوودی» روی آورده اند.
8. در بند هشتم آقای موسوی به «نقض ماده 40 جرائم نیروهای مسلح» و «نقض ماده 68 قانون انتخابات» اشاره کرده اند. در مورد اول منظور ایشان «حضور نیروهای نظامی و بسیج در انتخابات و در میتینگ ها است»، و در مورد دوم اشاره ایشان به استفاده رییس جمهور و وزرا از امکانات دولتی برای سفر به استانها در ایام تبلیغات انتخاباتی است. در این دو مورد نیز چند مطلب قابل ذکر است:
8.1: معلوم نیست منظور ایشان از «حضور» نیروهای نظامی در انتخابات چیست؟ روشن است که مطلق حضور در انتخابات برای نظامیان در قانون منع نشده است. اگر منظور ایشان حضور در ستادهای انتخاباتی و فعالیت به نفع یک کاندیدا باشد که این قطعا ممنوع است. اما ایشان باید برای این ادعای خود سند و مدرک داشته باشند. ایکاش لااقل به یک مورد از زمانها و یا مکانهایی که چنین نیروهایی در انتخابات مداخله کرده اند اشاره می کردند.
8.2: با توجه به اینکه ستاد آقای موسوی از جمله ستادهایی بود که با به کارگیری یک سردار بازنشسته به تاسیس شاخه بسیجیان اقدام نمود و رسما به عضو گیری از بسیجیان می پرداخت، اعتراض ایشان به حضور بسیجیان در میتینگهای رقیب کمی عجیب به نظر می رسد.
8.3: مجددا فرض را بر آن می گذاریم که ادعای آقای موسوی در این بند نیز صحیح بوده و واقعا حضور نظامیان در میتینگهای انتخاباتی آقای احمدی نژاد رخ داده باشد. اما آیا این مسئله دلیل بر وجود «تقلب گسترده» در انتخابات می شود؟
8.4: حتی اگر نظامیانی در تبلیغات انتخابات حضور یافته باشند رسیدگی به جرائم آنها بر عهده دادگاه ویژه نیروهای مسلح است. این «جرم» حتی در صورت وقوع ربطی به وزارت کشور و دولت - که از نظر آقای موسوی متهم ردیف اول «تقلب گسترده» در انتخابات هستند – ندارد. شاید هم آقای موسوی براین باور باشند که حضور چند هزار بسیجی در یک میتینگ انتخاباتی باعث دگرگونی 10 میلیونی درنتیجه آرا شده باشد!
8.5: اشاره آقای موسوی به استفاده کردن دولتمردان از امکانات دولتی برای سفر به شهرستانها نیز از جنس بسیاری مواردی مورد اشاره بالا است. روشن است که در این موضوع اگر تخلفی از قانون صورت گرفته باشد باید به آن توسط مراجع قانونی رسیدگی شود. اما اولا این اعتراض نیز مستلزم ارائه مستندات دقیق است و نه صرفا کلی گویی. ثانیا ربط این مورد نیز به وجود «تقلب گسترده» در نتایج انتخابات معلوم نیست. آیا چون رییس جمهور از هواپیمای دولتی برای سفر به فلان شهرستان استفاده کرده می توان نتیجه گرفت که 10 میلیون رای جابجا شده است؟! ثالثا روشن نیست که آیا منظور آقای موسوی این است که رییس جمهور قانونی کشور برای سفر به شهرستان یا رفتن به میتینگ انتخاباتی در ایام تبلیغات انتخاباتی باید از وسیله شخصی خود استفاده کند؟! آیا در انتخابات های گذشته رییس جمهور و وزرا برای تبلیغ به شهرستانها سفر نمی کردند؟ آیا آنها با وسیله و امکانات شخصی سفر می کردند؟
9. در حالی که آقای موسوی در نامه خود به شورای نگهبان، همانطور که در بالا مشخص شد هیچ گونه استدلال محکمه پسندی مبتنی بر وجود «تقلب گسترده» در انتخابات ارائه نکرده است، ایشان در بند پایانی نامه بدون آنکه خواهان رسیدگی به موارد شک و شبهه خود شود، و یا آنکه مثلا خواستار بازشماری آرا در صندوقها شود، و یا حتی خواهان تشکیل کمیته مستقل حقیقت یاب شود، در جا تقاضای ابطال کل نتایج انتخابات را مطرح کرده است. چنین رویکردی در نوع خود بی سابقه و از نظر نگارنده بر ملا کننده حقیقت نهفته در پشت این نامه و حرفهای ناگفته در لابلای سطر های آن است.
آن حقیقت این است که جناب موسوی و دوستان ایشان، همچنان همان رادیکالهای سیاسی و اقتصادی دهه شصت هستند. این دوستان در دهه شصت هرگز شعار دموکراسی و آزادی نمی دانند و بلکه حتی برای نیروهای انقلابی و منتقدانی چون نویسندگان روزنامه رسالت نیز قائل به آزادی نبودند.
اگر در دورانی آنها به شعار دموکراسی و آزادی روی آوردند صرفاً از این رو بود که چنین شعارهایی از نظر سیاسی به نفع آنها بود. آنچه به عنوان مطبوعات مستقل و آزاد دوران دوم خرداد از آن یاد می شود، آیا چیزی بود جز مطبوعاتی که توسط عوامل و بستگان مقامات دولتی، با وامهای دولتی و کاغذ دولتی و آگهی های دولتی در راستای حمایت از دولت راه افتاده بودند؟
اگر درباره «دموکرات نمایی» این حضرات کوچکترین تردیدی داشتیم، با نوع برخورد آنها به نتایج این انتخابات و نقش آنها در برانگیختن حوادث پسا- انتخاباتی دیگر جای هیچ تردیدی باقی نمانده است. تن دادن به دموکراسی یعنی تن دادن به شکست در انتخابات. شکافها و تناقضهای متن آقای موسوی برملاکننده این واقعیت است که ایشان در سپیدی های نامه اش به رای بالای رقیب خود اذعان دارد اما از تن دادن به آن در سیاهی های نوشته اش خودداری می کند.
10. پرسش آخر من از جناب موسوی و همه آنهایی که گمان می کنند در این انتخابات «تقلب گسترده» رخ داده است، مبتنی بر جستجوی «انگیزه» چنین جرمی است. با توجه به اینکه جابجا کردن 10 میلیون رای بدون اطلاع و همکاری هیات های نظارت شورای نگهبان عملا ناممکن است، بی شک کسانی که معتقد به وجود «تقلب گسترده» هستند باید نه تنها وزارت کشور بلکه شورای نگهبان را نیز در این واقعه «شریک جرم» بدانند. بدین ترتیب معترضان در واقع دارند «نظام» را به تقلب در انتخابات متهم می کنند.
طبعا برای هر جرمی باید انگیزه ای باید وجود داشته باشد. «نظام» نیز می باید برای چنین «تقلب گسترده ای» انگیزه بسیار بالایی داشته باشد. اکنون پرسش اینجا است که آن «نظامی» که هشت سال دوران آقای خاتمی را تحمل کرد و نه در انتخابات سال 1376 و نه در انتخابات سال 1380 چنین مداخله ایی نکرد و حتی انتخابات مجلس ششم را علی رغم عدم تایید از سوی شورای نگهبان و اعتراض شدید آقای هاشمی رفسنجانی با حکم ولایی مورد تایید قرار داد و حضور تندرو ترین عناصر دوم خرداد را در یکی از مهم ترین ارکان قانونی کشور به مدت چهار سال تحمل کرد، چرا می بایست اکنون در انتخابات اخیر ریاست جمهوری محتاج چنین «تقلب گسترده» ای باشد؟
مگر این نبود که همه کاندیداهای این انتخابات به صراحت از تبعیت از اصول انقلاب و خط امام (ره) و جایگاه ولایت فقیه سخن گفته بوده و حتی از همراهی و هماهنگی خود با رهبری جهت رفع مشکلات قانونی سخن گفته بودند؟ مگر این نبود که رابطه شخصی جناب موسوی با مقام معظم رهبری تا بدانجا نزدیک بود که برخی از حامیان آقای خاتمی همچون محمد علی ابطحی حتی آمدن موسوی به میدان را نتیجه یک هماهنگی و برنامه ریزی در سطوح بالا می دانستند؟ واقعا رییس جمهور چنین فردی چه خطری می توانست برای «نظام» داشته باشد که نیاز به چنین «تقلب گسترده» باشد؟ حتی اگر به فرص محال انجام چنین تقلب 10 میلیونی را در عمل ممکن بدانیم عقلا و منطقا نمی توان هیچ دلیل و انگیزه سیاسی برای آن یافت. و مگر نه آنکه سالهای سال اصلاح طلبان به مردم گفتند که اگر مشارکت در انتخابات بالای 70 درصد باشد امکان هرگونه تقلب در آن سلب می شود؟ چه شده است که امروز آنها حرف سابق خود را پس گرفته اند؟
* در انتخابات سومین دوره مجلس شورای اسلامی، جناح حامی دولت مهندس موسوی با سوار شدن بر موج تبلیغاتی بر محور دوتایی «اسلام ناب – اسلام آمریکایی» که بطور کلی توسط حضرت امام (ره) بیان شده بود، جمع کثیری از روحانیون باسابقه انقلاب را به داشتن «اسلام آمریکایی» متهم کردند تا بتوانند فهرست مجمع روحانیون مبارز تازه تاسیس را بجای فهرست جامعه روحانیت مبارز به مجلس بفرستند.
در این انتخابات که آقای محتشمی – رییس کنونی کمیته صیانت آراء آقای موسوی – وزیر کشور و مجری انتخابات بود، گزارشهای فراوانی مبنی بر تخلف در صندوقهای رای وجود داشت. شورای نگهبان از تایید انتخابات خودداری کرد و به بازشماری برخی صندوقها پرداخت که در موارد زیادی تخلف مجریان محرز شد.
دولت آقای موسوی با مراجعه به رهبر انقلاب خواستار مداخله ایشان در انتخابات و استفاده از حکم ولایی جهت تایید انتخابات شد. با توجه به «شرایط حساس کشور» در نهایت امام راحل (ره) با صدور حکمی خواستار پایان یافتن بازشماری آراء شده و پرونده رسیدگی قانونی شورای نگهبان به تخلفات انتخاباتی مختومه شد. بدنبال حکم حضرت امام (ره)، آیت الله صافی گلپایگانی دبیر وقت شورای نگهبان که امروز از مراجع تقلید هستند از مقام خود استعفا داده و به قم مراجعت نمودند. اینکه امروز آقای موسوی در اعتراض به نتیجه انتخابات به مراجعی چون آیت الله صافی نامه می نویسد اما پاسخی نمی شنود، شاید چندان بی نکته نباشد.


نامه میرحسین به شورای نگهبان

بسمه تعالی
شورای محترم نگهبان
سلام علیکم
پیرو ده‌ها مکاتبه ستاد انتخاباتی اینجانب با آن شورا دایر بر تخلفات صریح انتخاباتی عوامل اجرایی وزارت کشور و نیز یکی از نامزدها که قطعاً در نتیجه انتخابات 22 خرداد ماه مؤثر بوده است و ذیلاً به مواردی از آنها اشاره می‌شود، عدم صحت انتخابات محرز است و رسیدگی و ابطال آن درخواست می‌گردد:
1 - در ایام تبلیغات خصوصاً در مناظره آقای احمدی نژاد، اتهامات بزرگی علیه بعضی از شخصیت‌های حقیقی ازجمله آیت الله هاشمی رفسنجانی، ریاست محترم مجلس خبرگان و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و نیز آقای ناطق نوری عضو محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس بازرسی ویژه مقام معظم رهبری، در رسانه ملی مطرح شد که بنا به اظهار صریح ریاست محترم قوه قضاییه و دادستان محترم کل کشور مصادیق روشن عمل مجرمانه بوده است. این اتهامات خوراک اصلی تبلیغات انتخاباتی آقای احمدی نژاد علیه سایر نامزدها، خصوصاً اینجانب قرار گرفت.
2 - ایشان در مناظره‌های انتخاباتی اقدام به بیان مطالب خلاف امنیت ملی نمود که نتیجه آن زیر سؤال بردن بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی سلام الله علیه بود. به علاوه عمل ایشان در افشای بعضی از موضوعات محرمانه و سری با تلفیق موارد نادرست، ازجمله متهم کردن دولت جمهوری اسلامی و وزارت کشور به سازماندهی اوباش برای حمله به جوانان و مردم و بریدن کراوات‌ها و تراشیدن موی سر جوانان اتهاماتی واهی است که در هیچ مرجع قضایی مورد رسیدگی قرار نگرفته و بدیهی است که عملی مجرمانه محسوب می‌شود.
3 - کارشکنی‌های عدیده مسئولانه وزارت کشور و بسیاری از فرمانداری‌ها، ازجمله فرمانداری تهران در ارائه کارت‌های نمایندگان جناب حجت الاسلام والمسلمین کروبی و اینجانب منجر به عدم امکان حضور تعداد قابل توجهی از نمایندگان ما دو نفر در محل شعب اخذ رأی و محل‌های شمارش و تجمیع آرا گردید و نمایندگان نامزدها هیچگونه نظارتی بر انتخابات نداشته‌اند.
4 - برخلاف اعلام کتبی قبلی مبنی بر اینکه شمارش آرا و تجمیع آن دستی خواهد بود، ستاد انتخابات کشور در حالی که هنوز تعدادی از شعب در حال شمارش آرای مردم بودند اقدام به اعلام نتایج در حجم انبوه نمود. این در حالی بود که هنوز صورت جلسه‌های موسوم به فرم‌های 22 و 28 از هیات‌های اجرایی دریافت نشده و تنها ملاک ارائه آمار ارقام موجود در سیستم‌های رایانه‌ای بود که هیچگونه وجاهت قانونی ندارد و موجب التهاب اجتماعی و نگرانی در جامعه براساس آمارهای فاقد مبنای قانونی می‌شود.
5 - صدها شعبه اخذ رأی در مناطق مختلف کشور ازجمله شیراز، تبریز، تهران و... در ساعات قبل و بعد از ظهر دچار کمبود تعرفه اخذ رأی شدند و این امر موجب توقف چند ساعته رأی گیری در آنها گردید. با توجه به اینکه تعداد تعرفه‌های چاپ شده با فرض بالاترین تعداد متصوره شرکت‌کنندگان به گونه‌ای بوده است که بیش از 17 میلیون تعرفه اضافی می‌توانست در اختیار وزارت کشور باشد تعلل شدیدی که در جریان توزیع تعرفه‌های انتخاباتی به چشم می‌خورد کاملاً ابهام برانگیز بود و نشان می‌داد که این تعلل و نیز اعلام توقف زمان رأی‌گیری، در حالی که هنوز تعداد قابل توجهی از مردم خواستار شرکت در انتخابات بودند از سر نگرانی نسبت به افزایش تعداد آرای ماخوذه از مرز 100 درصد افراد واجد شرایط بوده است. طبیعی است که چنین اموری شائبه وقوع اقدامات غیرقانونی گسترده و وجود تعداد بی‌شمار آرای تقلبی در صندوق‌ها را تحکیم می‌کند.
6 - علاوه بر موارد فوق تخلفات فراوان صورت گرفته در روز و زمان اخذ رأی طی بیش از 80 مورد نامه خطاب به آقای کدخدایی سخنگوی محترم شورای نگهبان توسط رابط اینجانب به آن شورا تقدیم شده است.
7 - آقای احمدی نژاد در وقت تبلیغات اضافی که سازمان صدا و سیما به صورت غیرقانونی به ایشان اهدا کرد وقوع اقدامات ضد امنیتی را پیش‌بینی کرد و به طور ضمنی موفقیت خود را مسلم دانست و رقبا را متهم به توطئه چینی نمود، که تمامی اینها حاکی از برنامه‌ریزی‌های پشت پرده برای دستکاری نتایج انتخابات است. به همین ترتیب تیتر خبر پیروزی آقای احمدی نژاد در سایت رجانیوز، فارس و ایرنا که چند ساعت قبل از پایان اخذ رأی رویداد و نیز تعیین تیتر روزنامه کیهان با همین عنوان طراحی قبلی اعلام چنین نتیجه‌ای را مشخص می‌سازد.
8 - نقص ماده 40 قانون جرائم نیروهای مسلح جمهوری اسلامی و مداخله نظامیان و بسیج در انتخابات و شرکت در میتینگ‌های تبلیغاتی آقای احمدی‌نژاد و استفاده گسترده از امکانات دولتی و نقض ماده 68 قانون انتخابات ازجمله تورگردی وزرا در استان‌ها و شهرستان‌ها (تا جایی که پس از سخنرانی معاون اول ریاست جمهوری در گیلان به ستاد اینجانب حمله شد) و حضور آقای وزیر خارجه در شهرهای مختلف ایلام، کرمانشاه، سمنان، گیلان و... در جلسات تبلیغاتی و استفاده آقای احمدی‌نژاد از هواپیمای اختصاصی دولت برای حضور در میتینگ‌های تبریز و ارومیه و اصفهان و... نمونه‌های دیگری از تخلفات از فصول مختلف قانون مذکور به ویژه فصل هفتم آن بوده است.
نظر به موارد فوق انتظار دارم درخواست اینجانب در مورد ابطال انتخابات 22 خرداد ماه مورد رسیدگی و اقدام قرار گیرد.

نویسنده:شهاب اسفندیاری

منبع:مرکز اسناد انقلاب اسلامی


نويسنده : یه عاشق ; ساعت ٩:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱ امرداد ۱۳۸۸ | پيام هاي ديگران

انتخابات ریاست جمهوری پایان یافت. فراتر از پیروزی قاطع دکتر احمدی نژاد، پیروز واقعی این میدان مردمی بودند که با مشارکت بالا و چشمگیرشان بار دیگر آرای خود را «میزان» واگذاری قدرت و حاکمیت به دولتی قرار دادند که توقع میرود با تکیه بر پشتوانه مردمی خود بسان گذشته کمر به کار و خدمت بسته و انتظار همه مردم ایران را از یک دولت اصولگرای عدالت محور برآورده سازد.
اما فردای این انتخابات پرشور آشوبگران با غائله ای که به راه انداختند کوشیدند، شیرینی پیروزی مردم را به کامشان تلخ کنند؛ هر چند ملت ایران بارها نشان داده اند که به تکلیف خود عمل می کنند و از دسیسه هایی که علیه شان به کار می رود باکی به دل ندارند. درباره انتخابات و وقایع اخیر چند نکته گفتنی است؛
1- نگاهی گذرا به اتفاقات پیرامونی انتخابات طی چند ماه اخیر نشان می دهد که پروژه آشوب، ماهها قبل از برگزاری و اعلام نتایج انتخابات کلید خورده و گردانندگان پشت صحنه صرفاً انتظار می کشیدند تا روز 23 خرداد، عوامل میدانی خود را وارد فاز عملیاتی این ماجرا نمایند. طرح کمیته «صیانت از آراء» و ادعای «تقلب» در انتخاباتی که هنوز برگزار نشده! به وضوح نشان می داد قصد طراحان این پروژه ها چیزی فراتر از بهانه هایی است که به خاطر آن وارد مباحث آنچنانی شده اند.
روزهای اول که چندین هفته به ثبت نام کاندیداهای ریاست جمهوری مانده بود و آنها پای نظارت استصوابی و رد صلاحیت ها را پیش کشیدند و مدام صحبت از صیانت و مراقبت از آرای مردم کرده و تقلب و دست کاری صندوق ها را پیش بینی کرده و با قاطعیت از آن سخن می گفتند، شاید اولین تحلیلی که از این برخوردها در اذهان متبادر می شد «توجیه شکست انتخاباتی» بود. گمان بسیاری بر آن بود که در جریان سفرهای تبلیغاتی و مواجهه با بدنه جامعه و مقایسه آن با سفرهای استانی ریاست جمهوری، نظرسنجی هایی که بصورتی واقع گرا- و نه حزبی و دل بخواه- میزان رویکرد آرای مردم را نشان می داد، رایزنی و نظرخواهی از نخبگان و اندیشمندانی که فارغ از تعلقات حزبی و سیاسی واقعیت های فضای موجود را تحلیل و ارایه می کردند و بعد از آن نیز در فاصله قانونی تبلیغات نامزدها، خصوصاً در کشاکش مناظره های تلویزیونی، رقبای احمدی نژاد به خوبی دریافته بودند که شانسی برای پیروزی ندارند. لذا برای توجیه پیشاپیش شکستی که در انتظار آنان بود دست به یک جنگ روانی تمام عیار زده و با ایجاد شبهه در روند انتخابات و القای شائبه تقلب و مظلوم نمایی برای خود که «چون قدرت دست رقیب است پس او هر کاری که بخواهد و بتواند انجام می دهد» قصد داشتند دست پیش گرفته و برای آبرویی که از آنان به واسطه رویکرد مردم به اصولگرایی خواهد ریخت، چاره ای بیندیشند.
کار به آنجا کشید که مواضعی از این دست مورد انتقاد رهبرمعظم انقلاب قرار گرفت و ایشان طی سخنانی در ابتدای سال فرمودند: «من می بینم بعضی ها در انتخاباتی که دو سه ماه دیگر انجام خواهد گرفت، از حالا شروع کرده اند به خدشه کردن. این چه منطقی است؟ این چه فکری است؟ این چه انصافی است؟ این همه انتخابات در طول این سی سال انجام گرفته است. مسئولان وقت در هر دوره ای رسماً متعهد شده اند و صحت انتخابات را تضمین کرده اند و انتخابات صحیح بوده است. چرا بی خود خدشه وارد می کنند، مردم را متزلزل می کنند، تردید ایجاد می کنند؟ که البته در ذهن مردم عزیز ما با این حرف ها تردید ایجاد نخواهد شد.» و تردیدی هم ایجاد نشد. حضور گسترده و مشارکت 85 درصدی مردم پای صندوقهای رأی نشان داد که جنگ روانی که از سوی دشمنان خارجی و دنباله های داخلی آنان تدارک دیده شده بود، راه به جایی نبرده است.
2- اما پروژه شبهه در انتخابات برای توجیه شکست، تمامی ماجرا نبود و با شواهدی که از موضع گیری ها و عملکردهای برخی از نامزدها و اعضای اصلی ستادهای انتخاباتی آنان بدست آمد و هم چنین اخباری که از این ستادها به بیرون درز می کرد، معلوم شد که «پروژه اغتشاش» به بهانه تقلب- بخوانید شکست- در انتخابات و رویارویی با نظام از مدتها پیش در دستور کار آنان قرار داشته است.
فارغ از تشابه غیر قابل انکاری که بین تحرکات برخی از گروه های بازنده انتخابات با انقلابهای رنگی که آمریکا در بعضی از کشورهای آسیای میانه به راه انداخته است، ایجاد اغتشاش و درگیری بعد از اعلام نتایج، پروژه ای بود که ماهها پیش در کانونهای فتنه ای که از بیرون خط می گرفتند، برای آن برنامه ریزی شده بود. یکی دو روز منتهی به 22 خرداد بعضی از ستادها، حکم خانه تیمی به خود گرفته و به محل انباشت انواع سلاحهای سرد برای تجهیز اغتشاش گران و ارتباط با مراکز هدایت گر خارجی تبدیل شده بود.
متاسفانه آنهایی که قبل از برگزاری انتخابات خود را پیروز این میدان خوانده و مکرراً در مقابل طرفداران خود ژست پیروزی گرفته بودند، حال که طرفداران خشمگین خود را بعد از اعلام نتایج و خبر شکست و ناکامی اشان در خیابانهای شهر می بینند، تلاش موثری برای دعوت آنان به آرامش و متانت نمی کنند و نه تنها از محکوم کردن آشوبهای خیابانی و حمله و خسارت به اماکن عمومی و اموال شخصی و سلب آسایش و امنیت مردم که به نام هواداران خودشان هم تمام می شود، سر باز می زنند، بلکه آنان را برای حق خواهی! به حضور در خیابانها نیز دعوت می کنند!
آیا تجمع، درگیری، اغتشاش و آشوب هایی که طی 4 روز اخیر در برخی از نقاط کشور اتفاق افتاد، همه را تصادفی و خودجوش تلقی کنیم؟! آیا در این میان رد پای ستادی که وظیفه تحریک، هماهنگی، خط دهی و تجهیز آشوبگران را برعهده دارد، مشهود نیست؟
3- انقلاب و نظام اسلامی ما همواره مورد طمع دشمنان و بیگانگان بوده و آنان هیچگاه ذره ای از تلاش برای جدایی مردم از مسئولان و تحریک آحاد ملت ایران علیه حاکمیت کشورشان، کوتاهی نکرده اند. در ماجراهای اخیر نیز علاوه بر شواهدی که بر دخالت بیگانگان به عنوان یکی از صحنه گردانان غایب این غائله دلالت دارد، موضع گیری سران قدرتهای استکباری نیز بر وجود این ارتباط صحه می گذارد.
باراک اوباما در آخرین اظهارنظر خود راجع به اغتشاش های اخیر کشور ضمن حمایت صریح از آشوبگران خطاب به آنان می گوید: «من می توانم بگویم که جهان نظاره گر تلاش شماست و از شما الهام(!) می گیرد.» وی فارغ از بهانه ای که اغتشاش گران را به خیابانهای شهر کشانده، اظهار می کند: «صرف نظر از نتیجه انتخابات ما منتظر چنین روزی بودیم تا مردم به خیابانها بریزند و پایبندی خود را به دموکراسی(!) این چنین نشان دهند.» رئیس جمهور آمریکا صراحتاً از «موضوع اغتشاش» حمایت کرده و اعلام می کند که از این زاویه پیروزی احمدی نژاد یا شکست موسوی برایش اهمیتی ندارد و او منتظر چنین روزی که مردم- بخوانید عده ای اراذل و اوباش- علیه حاکمیت اسلامی به خیابانها بریزند، بوده است.
حمایت و طرفداری صریح فرانسه، انگلیس، رژیم صهیونیستی و هم چنین رسانه های غربی از آشوبگران را نیز به این جمع اضافه کنید. با این اوصاف آیا می توان منشأ بروز درگیری های خیابانی اخیر را صرفاً داخلی دانست. آیا دست آمریکا و دشمنان انقلاب که از آستین اغتشاش گران بیرون آمده را نمی توان دید؟
4- «میزان رأی ملت است» این حقیقتی است که در هر انتخابات تجلی پیدا می کند. رأی مردم است که نتیجه انتخابات را معلوم می کند نه خواست و اراده مسئولان. در نظام 30 ساله ما این موضوع بارها ثابت شده است. مگر در دوم خرداد 76 علیرغم میل مسئولان اجرایی و نظارتی مردم آرای خویش را به نفع سید محمد خاتمی به صندوقها نریختند و رأی آنان امانت دارانه حفظ نشد؟ مگر در اسفند 81 (انتخابات شوراهای دوم) و یا تیر 84 برخلاف تمایل و اراده مجریان و ناظران انتخابات، مردم به اصولگرایان تمایل نشان ندادند و نتیجه آرای آنان بر کرسی قدرت ننشست؟ در این انتخابات نیز رأی و نظر مردم به ادامه خط اصولگرایی در کشور تعلق گرفته است. این همه سر و صدا برای چیست؟ اگر مدعی تقلب در انتخابات هستند که مراجع ذیصلاح برای رسیدگی به شکایات مشخص اند.
البته به طور حتم حساب هوادارانی که به نامزد رقیب احمدی نژاد رأی دادند و اکنون نیز از شکست وی ناراحتند، از آشوبگران و اراذل و اوباشی که قصدی جز تخریب، ارعاب، اعمال خشونت و سلب امنیت ندارند، جداست. بسیاری از آنها نیز امروزه از آشوب ها ابراز نگرانی کرده و با توجه به راه های قانونی، تلاش های مشکوک برای ایجاد آشوب را سوال برانگیز می دانند.
5- انتخابات عرصه رقابت هاست. قاعده بازی در این عرصه پذیرش اقلیت و اکثریت نسبت به فردی است که از صندوق آرای مردم بیرون می آید. مردم باید به رأی اکثریت احترام بگذارند و رئیس جمهور منتخب را رئیس جمهور همه مردم ایران بدانند. فردای هر انتخاباتی بساط رقابت ها برچیده شده و سفره رفاقت ها پهن می شود. امروز روز اتحاد و یکپارچگی است نه تفرقه و نفاق.
انقلاب روزهای بسیار سخت تر از این را به پشتوانه مردم انقلابی پشت سر گذاشته است. آتش زدن چند اتوبوس و شکستن شیشه چند بانک و غارت مغازه ها اگرچه زشت و ناپسند است ولی آنقدر اهمیت ندارد و قطعاً با اراده همین مردم عنقریب بساط آشوبگران برچیده خواهد شد و روسیاهی به کسانی خواهد ماند که صحنه گردان و عروسک چرخان این خیمه شب بازی های بچگانه بوده اند.

منبع: سایت راسخون


نويسنده : یه عاشق ; ساعت ٥:٤۸ ‎ب.ظ روز ٢٩ تیر ۱۳۸۸ | پيام هاي ديگران

امروز به یک بخش دیگر از انتقادات می پردازیم و در نهایت نیز یک جمع بندی می کنیم :

۱- رای من کجاست ؟

هموطنان مقیم خارج کشور ، بویژه کشورهای اروپایی ، طی روزهای پس از انتخابات در کشورها مقیم دست به راهپیمایی و تظاهرات زدند و به نتایج اعلام شده اعتراض نمودند . هرچند این اعتراضات بتدریج در اختیار کانون های مارکسیستی و اپوزسیون های مخالف قرار گرفت ، به هر حال حق هر ایرانی است که بداند رایش چه شده است .

در اغلب حوزه های رای گیری خارج کشور آقای موسوی دارای رای قاطع اکثریت بوده است ، با این وجود در نتیجه کلی اعلام شده توسط وزارت کشور ، آرا آقای احمدی نژاد اختلاف فاحشی با آرا آقای موسوی ندارد و از همین جا این سئوال برای هموطنان عزیز ایجاد شده که چگونه این امکان وجود دارد ؟

اولاً باید توجه داشته باشید که بسیاری از حوزه های رای گیری ، آرا اندکی داشته اند تا جایی که می توان گفت در برخی شعب فقط کارکنان سفارت یا کنسولگری رای داده اند ! بنابراین نمی توان به تعداد حوزه ها استناد نمود .

دوماً آرا خارج کشور به دو دسته تقسیم می شوند : آرا ایرانیان مقیم و آرا ایرانیان مسافر . که این دو گروه دارای نگرش های سیاسی متفاوتی هستند . ایرانیان مقیم خارج بیشتر طرفدار جریان اصلاح طلب و مثلاً طرفدار دموکراسی هستند در حالیکه ایرانیان مسافر تحت تاثیر وقایع داخل کشور قرار دارند . هرچند نمی توان آرا ایرانیان مقیم و ایرانیان مسافر را از هم تفکیک نمود اما می توان حوزه هایی را در نظر گرفت که اغلب رای دهندگان مقیم یا مسافر هستند .

حالا به این آمار توجه کنید . دسته اول حوزه هایی هستند که ایرانیان مقیم اکثریت دارند و دسته دوم حوزه هایی با اکثریت ایرانیان مسافر (که اغلب شامل شهرهای زیارتی می گردد) . برای کاهش حجم مطلب هم فقط به حوزه هایی اشاره شده که کل آرا از ۲۰۰۰ رای بیشتر بوده است :

آرا به ترتیب : احمدی نژاد - رضایی - کروبی - موسوی

مقیم :

کوآلالامپور :۴۳۰ - ۱۰۵ - ۲۲۴ - ۴۰۶۵

هامبورگ :۳۷۰ - ۳۴ - ۹۶ - ۲۰۰۸

پاریس :۲۸۵ - ۴۰ - ۱۸۱ - ۲۶۱۴

لندن :۱۴۸۲ - ۲۲۰ - ۴۴۶ - ۸۰۱۶

نیویورک :۱۸۸۰ - ۱۸۴ - ۶۸۲ - ۱۳۹۳۷

فرانکفورت :۲۹۰ - ۱۸ - ۸۸ - ۱۸۱۸

بن :۲۲۱ - ۱۹ - ۱۱۵ - ۱۷۰۷

اتاوا :۱۹۹ - ۴۱ - ۲۰۱ - ۲۵۹۰

مسافر :

دبی :۷۱۰۰ - ۳۸۶ - ۳۵۵ - ۱۳۹۸۸

دوحه :۲۶۵۷ - ۵۲ - ۲۶ - ۱۵۰۵

ابوظبی :۱۸۸۳ - ۳۲ - ۲۷ - ۱۳۲۰

کربلا :۱۰۶۳۴ - ۲۱۸ - ۶۴ - ۲۷۰۵

دمشق :۷۱۸۴ - ۱۵۳ - ۶۰ - ۲۸۶۶

جده :۱۰۷۰ - ۴۵ - ۱۲ - ۹۲۹

مکه :۱۱۱۳۱ - ۲۵۱ - ۱۱۰ - ۷۶۹۰

مدینه :۱۳۸۶۳ - ۵۰۱ - ۱۴۸ - ۸۳۴۶

کویت :۷۳۲۵ - ۳۹۲ - ۷۹ - ۲۸۳۷

از این آرا نتایج بسیار جالبی می توان استخراج نمود :

۱- نسبت آرا موسوی به احمدی نژاد در شهرهای زیارتی عربستان بیشتر از شهرهای زیارتی عراق و سوریه است چون هزینه سفر حج بیشتر است !

۲- نسبت آرا موسوی به احمدی نژاد در شهرهای تجاری بیشتر از شهرهای زیارتی است و بعلاوه در شهرهای تجاری هم این نسبت بسته به اهمیت شهر متفاوت است !

۳- در شهرهای داری اکثریت ایرانیان مقیم آرا کروبی بیشتر از آرا رضایی است در حالیکه در شهرهای مسافر پذیر این نسبت عکس بوده و مطابق کشور می باشد .

حالا به نظر شما رای هموطنان معترض کجاست ؟

جمع بندی :

۱- احتمال تقلب در ۱۴ صندوقی که اتهام مستقیم به آنها وارد شده است :20 درصد چون با توجه به آرا اعلام شده بیشتر موارد اتهام کذب محض است

کسر ۲۰ درصد از آرا احمدی نژاد :924 رای

۲- احتمال تقلب در ۵۷ صندوقی که اتهام غیرمستقیم به آنها وارد شده است : ۲۰ درصد - چون نمی توان موارد تخلف تبلیغاتی را دلیل ابطال دانست ، این مورد تخلف اجرایی است که باید در لحظه وقوع رفع می شده (به عنوان مثال یکی از روحانیون محل روز قبل از انتخابات که تبلیغ ممنوع بود ، برای خرید به مغازه ام آمد و حین گفتگو تقاضا کرد که به احمدی نژاد رای بدهم من هم گفتم که احتیاج به گفتن شما نیست و من همین قصد را دارم - حالا چون این روحانی این حرف را به من و احتمالاً چند نفر دیگر زده باید نتیجه شعبه محله ما ابطال شود؟

کسر ۲۰ درصد از آرا احمدی نژاد :5144 رای

۳- ۵۷ صندوق تهران مورد تقاضای آقای محتشمی پور : وارد نیست

۴- شهرهای بالای ۱۰۰ درصد رای بدون احتساب شمیرانات : وارد است

کسر مازاد بالای ۱۰۰ درصد از آرا احمدی نژاد :200 هزار رای

۵- مشارکت بالای ۱۰۰ درصد استان یزد : وارد نیست (بخشی از آن هم در مورد 4 لحاظ شد)

۶- آرا نامزدها در زادگاه خودشان : وارد نیست

۷- آرا خارج کشور : وارد نیست

مجموع : ۲۰۶۰۶۸ رای  که اگر فرض کنیم تخلف دو برابر این بوده و کسی متوجه نشده : ۴۱۲ هزار رای احتمال تخلف !!!

حالا فکر می کنید ۴۱۲ هزار تقلب فرضی از ۴۰ ملیون رای می تواند یک تقلب سازمان یافته باشد ؟ تازه اگر واقعاً رخ داده باشد !

اگر در یک آزمون هزار نفر شرکت کرده باشند و از این هزار نفر ۲۰۰ نفر تقلب کنند ، نتیجه آزمون باطل می شود اما اگر ۲۰ نفر تقلب کنند فقط آن ۲۰ نفر جریمه می شوند !

اتهامات غیر مستند :

۱- نتایج اعلام شده توسط وزارت کشور تولید نرم افزار است

برخی از دوستان با استناد به اینکه مثلاً رقم ۶ زیاد تکرار شده یا مثلاً اعدادی که به رقم ۰ ختم می شوند فلان قدر هستند یا اعداد روند اینقدر ، مدعی می باشند که آمار اعلام شده توسط وزارت کشور به طور کلی جعلی بوده و توسط یک نرم افزار تولید شده است .

من که ریاضی ام خوب نیست و درس آمار و احتمالات را دو بار گرفتم تا پاس شد ! اما به نظر من این دلیل برای تقلب کافی نیست . چون اگر با دقت نتایج اعلام شده را بررسی کنید متوجه می شوید که انعطاف بسیار زیادی دارد یعنی کاملاً قابل انطباق با محیط و شرایط محل اخذ رای بوده و تصادفی تولید نشده است . مثلاً اغلب صندوق هایی که آرا کل آنها رند است صندوق های سیار یا صندوق هایی می باشند که به روستاها و مناطق دور افتاده ارسال شده اند و در صورت اتمام تعرفه امکان ارسال تعرفه جدید برای آنها نبوده است

بنابراین نمی توان ادعا کرد این ارقام تصادفی تولید شده اند . اما همانگونه که گفتم می توان با کمی تخیل تصور کرد که ارقام توسط یک نرم افزار بسیار هوشمند و قوی تولید شده که کاملاً به شرایط شعب و شهرستان های اخذ رای اشراف داشته . حالا به نظر شما این احتمال چقدر می تواند صحیح باشد ؟ یعنی ۶۰۰ هزار ناظر اخذ ، شمارش و اعلام رای یک طرف و یک نرم افزار هم یک طرف دیگر !!!!

۲- چرا سرکوب ؟

برخی از دوستان استدلال می کنند که چون دولت و نظام اقدام به سرکوب معترضان کرده اند پس حتماً تقلبی رخ داده که سعی در مخفی کردن آن دارند !

از این دوستان می پرسم :

آیا راهپیمایی طرفداران موسوی در روز ۲۵ خرداد وقتی که جنبه راهپیمایی مسالمت آمیز داشت مورد تعرض قرار گرفت ؟

آیا کسانی که خودروها و اتوبوس ها را آتش زدند و مغازه ها را غارت کردند طرفدار موسوی بودند ؟

آیا کسانی که شبها دست به اغتشاش و هرج و مرج و درگیری می زدند بیشتر بودند یا مردمی که از ترس اینها جرات خارج شدن از منزل را نداشتند ؟

آیا کسانی که بدون مجوز دست به تظاهرات می زدند بیشتر بودند یا کسانی که در نماز جمعه به امامت رهبر انقلاب شرکت کردند

آیا آقای موسوی راضی است به اسم ایشان به نظام و رهبر توهین شود یا واقعاً پل عبور از نظام بودن خود را قبول دارند ؟

یکی از این دوستان در وبلاگ خودش نوشته بود اگر احمدی نژاد ادعا می کند واقعاً ۲۴ ملیون طرفدار دارد پلیس ها و لباس شخصی هایش را از خیابان ها جمع کند و بگذارد مردم خودشان تصمیم بگیرند . آخر این هم شد استدلال که مردم به جان هم بیافتند (یا به قول ایشان خودشان تصمیم بگیرند) و پلیس هم فقط ناظر باشد ؟!

من شخصاً با حضور لباس شخصی ها مخالفم و معتقدم فقط پلیس باید اینگونه اغتشاشات را سرکوب کند اما نمی توان انکار افراد متعصب و افراطی در کشور وجود ندارند .

مثلاً همین اصفهان خودمان : بچه که بودم عبارت " دار و دسته کاوه " را خیلی می شنیدم و فکر می کردم یک گروه اراذل و اوباش هستند . بعدها فهمیدم منظور از کاوه حجت الاسلام کاوه است ؛ یک روحانی جوان متعصب که شدیداً معتقد به اسلام و انقلاب است و تاکنون چندین بار دستگیر شده البته نه در زمان شاه ! مریدانش بارها به کافه ها و محافل و مجالس فساد در اصفهان حمله کرده اند و آن زمانی هم که تازه میدان امام دوباره شده بود نقش جهان ، با عده ایی از توریست ها که بی حجاب و حیا در میدان می گشتند درگیر شده بودند . کاوه هر بار که از زندان آزاد می شود مستقیماً به گلستان شهدا می رود و قسم می خورد که مدافع اسلام و انقلاب باشد و با فساد مبارزه کند .

اینگونه افراد هستند که بی جیره و مواجب در اینگونه درگیری ها به اسم لباس شخصی شرکت می کنند و گاهی حتی از ماموران هم کتک می خورند اما خودشان را موظف به دفاع از انقلاب و رهبری می دانند حتی اگر استدلال ها و روش هایشان غلط باشد .

منبع: وبلاگ بانک اخبار امین - ایران بزرگ


نويسنده : یه عاشق ; ساعت ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ روز ٢۸ تیر ۱۳۸۸ | پيام هاي ديگران

مقدمه

متنی که دراختیارشماست،بخشی از اصلی ترین شبهات،سیاه نمایی ها والقائات رسانه ایست که توسط دشمنان بیرونی و داخلی دولت عدالت محور و خدمتگزار در فضای عمومی کشور و درسطح افکار عمومی منتشر گردیده است.
اگرچه فرو افتادن در دام پاسخ گفتن به شبهات و فضا سازی ها می تواند سبب کاهش سرعت در حرکت پرشتاب گفتمان انقلابی شود،اما تلاش شده است در این متن بخشی از پاسخ هایی که می توان با رویکردی تهاجمی به این شبهات داد ارائه شود.
بی شک این پاسخ ها تنها بخشی از هزاران پاسخی است که می توان برای این شبهات مطرح نمود.وبدیهی است که با ذوق ،ابتکار و تأمل جنابعالی ،مجموعه این پاسخ ها می تواند تکمیل تر و غنی تر از مجموعه حاضر باشد.
این مجموعه تنها تلاشی است برای ارائه نمونه ای از پاسخ هایی که می توان برای شبهات موجود عنوان کرد.امید است با تلاش شما این پاسخ های منسجم تر و غنی تر شود تا جهت استفاده درسخنرانی ها،منشورات و اقلام تبلیغی کمکی ناچیزباشد به آرمان دولت اسلامی.

1)عزل و نصب های پی درپی و بی ثباتی در مدیریت کلان کشور؛شبهه سعی و خطا درعملکرد دولت و رئیس جمهور

1-آیا نفس عزل و نصب فی نفسه اشکال دارد یا فی نفسه یک امتیاز محسوب می شود؟تغییرنه یک اشکال ذاتی و نه یک امتیاز ذاتی است.
2-عزل و نصب های صورت گرفته در این دولت اگرچه ممکن است تماماً قابل دفاع نباشد اما اکثراً از منطق ودلیلی برخوردار است.
3-قرار دولتمردان با رئیس جمهور عهدی یک ساله بود که در صورت توافق طرفین برای سال های بعد هم تمدید می شد و این یعنی با هیچ کس عقد اخوت 4 ساله و دائمی بسته نشد.
4-برخی عزل و نصب ها به مثابه تغییر تاکتیک بوده است و نه لزوماً به معنای تغییرشرایط مانند تغییر لاریجانی و سعید جلیلی.
5-بیشتر تغییرات دکتر احمدی نژاد ناشی از عدم همراهی اصولگرایان مجلس هفتم در ابتدای کار دولت بود چرا که 4 وزارتخانه ای که وزرای پیشنهادی ایشان رأی نیاوردند بیشترین تغییرات را داشته است.حال آنکه مجلس اصولگرای پنجم به تمامی وزرای دولت اصلاح طلب رای بالا داد.
6-تعبیه مکانیزم استیضاح یعنی به رسمیت شناختن امکان تغییر که فی نفسه امری مطلوب است و دولت خود دراصلاح خویش پیشقدم بوده است و بیش از دیگران به دنبال رفع و کشف ایرادهاست.
7-هیچ کس به اندازه شخص رئیس جمهور از ناهماهنگی افراد با دولت خبر ندارد ولی گاهی نمی تواند بگوید و مواردی مانند مصلحت کشور،مسائل خارجی ،آبروی افراد و...مانع این امراست یا برخی سرعت حرکت و اقدامشان با رئیس جمهور منطبق نیست و لذا اموراصلاح نمی شود .مسائلی که بعد از خروج ایشان از کابینه مشخص شد.

 


8-در طول دوران حکومت امیرالمؤمنین به عنوان بهترین الگوی حکومت اسلامی پس از رحلت پیامبر(ص)شاهد چنین تغییراتی هستیم .ایشان محمد بن ابی بکر را پس از 2 ماه پس از انتصاب جابجا می کنند.
9-آیا برخی تغییرات مثبت نبوده است؟بهبهانی قوی تر از رحمتی نیست؟علی احمدی فعال تر از فرشیدی نیست؟
10-آیا ثبات مدیریت مانند افرادی که بیش از 25 سال است که مدیرهستند خوب است؟کدام مفسده دارد؟
11-دولت نهم برنامه محوراست و نه شخص محور؛و اصالت با کار و جدیت است نه با افراد.
12-آیا تماماً و لزوماً ثبات مدیریت مساوی و مترادف با ثبات مدیران است؟اگر مدیری به هردلیلی مرتکب اشتباهی فاحش شد،یا خلاف تعهدش عمل کرد یا ناتوانی اش برای مافوق اثبات شد،حق این است که سرجایش بماند تا ثبات داشته باشیم؟
13-تغییر مدیران از جهتی مزیتی فوق العاده است چرا که مدیر هر لحظه احساس نظارت بر خویش دارد و لذا اولاً از لحظه لحظه بودن خود در عرصه خدمتگزاری استفاده می کند و ثانیاً فرهنگ ناصحیح ایجاد طبقه مدیران از بین می رود.
14-در گذشته عرف این بود که از مدیران دفاع شود،ولو وزیر دزد باشد،ولو فاسد باشد،و لو کرباسچی باشد و این دولت این عرف ناصحیحی را باطل کرده است.
15-درهیچ دوره ای مانند دوره نهم اینقدر رئیس جمهور برای انتخاب یارانش وقت نمی گذاشت .زیرا در این دولت انتخاب ها حزبی،باندی و با لابی احزاب حل نمی شد که نیازی به رسیدگی و بررسی صلاحیت و قابلیت اعتماد نبود.
16-با آنکه فریاد علت تغییرمدیران مطرح است با این حال انتظار رأی دهندگان به احمدی نژاد ،حامیان استانی و قدر یقین هم اینک نیز از رئیس جمهور تغییر وضع فعلی برخی مدیریت هاست.
17-شکست حلقه بسته مدیران که بعضاً 25 سال بود به ایجاد طبقه پیچیده و غیر قابل نفوذی تبدیل شده بود جراحی ضروری برای کشور است که هزینه آن را باید پرداخت.
18-عزل و نصب در دولت اصلاحات بسیار بیش از این بوده و به گفته خود اصلاح طلبان حتی تا رده بخشدار را هم جابجا کردند.
19-رئیس جمهور نباید بابت استفاده از یکی از بدیهی ترین اختیاراتش این همه مورد هجمه قرار گیرد.
20-دلسوزی ،جدیت و بی تعارف بودن رئیس جمهور در انجام وظایف قانونی و شرعی اش مطلبی است که حتی وزرای برکنار شده هم به آن اذعان دارند.
21-تغییرات کابینه به جهت ایجاد و تقویت هماهنگی بوده است چرا که یک تیم هماهنگ و کمی دارای ضعف بسیار مطلوب تر از تیمی قوی و ناهماهنگ است.

به دلیل اینکه متن بسیار طولانی می باشد ادامه آن را در ادامه مطلب بخوانید.


ادامه مطلب
نويسنده : یه عاشق ; ساعت ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ روز ٢۸ تیر ۱۳۸۸ | پيام هاي ديگران

ابتدا متن زیر را که یکی از شبهات صحت انتخابات است را بخوانید.

گفت و گوی کوتاهی با یکی از اعضای ستاد انتخابات کشور (نام محفوظ- اپراتور) در استان آذربایجان شرقی

- شاهد تقلبی در انتخابات بوده ای یا نه؟

 برای خودم دقیقاً 10 مورد، البته در اتاق ما (تجمیع آرا) 6 نفر بودند به علاوه نمایندگان شورای نگهبان و وزارت کشور که می آمدند و می رفتند.

 - چگونه این تقلب ها انجام گرفت؟

ببینید. برای هر صندوق، مثلا صندوق شماره 45 تبریز، شناسنامه ای کامپیوتری وجود دارد. یعنی اینکه مثلا مشخص است که به صندوق مورد مثال، چه میزان تعرفه تعلق گرفته و در صورت اتمام تعرفه ها، چه تعداد تعرفه اضافی برای این صندوق فرستاده شده است. این اطلاعات در کامپیوتر ثبت می شود. مثالی می زنم؛

به صندوق مورد مثال 1500 تعرفه تعلق گرفته، این صندوق تعرفه هایش به اتمام رسیده تا پایان وقت اخذ رای 500 تعرفه دیگر نیز در اختیار مسئولین صندوق قرار گرفته. به عبارت ساده تر به این صندوق 2000 تعرفه تحویل داده شده است.

اینکه چگونه تقلب شد، نمونه های مورد مشاهده من همگی از این دست بودند؛

تعرفه تحویلی به صندوق فلان شماره 2000آرای اخذ شده صندوق 3600 ! تعرفه تحویلی به صندوق بهمان شماره 2700آرای اخذ شده صندوق 5000!

- اعتراض نمی کردید؟ ضمن اینکه اینطور که می گویی "همه چیز در کامپیوتر ثبت می شود"، الان باید این اسناد در کامپیوترها موجود باشند؟

البته اعتراض می کردیم. وقی می گفتیم در فلان صندوق، دو برابر تعرفه تحویلی، اخذ رأی شده، نماینده شورای نگهبان می گفت در کامپیوتر تعداد تعرفه ها را با آرای اخذ شده هماهنگ کنید!

- یعنی چطور؟

یعنی اگر در صندوقی با تعرفه تحویلی 2000 برگه، 3600 رای اخذ شده بود، نماینده شورای نگهبان می گفت تعداد تعرفه تحویلی را بکنید 3600 برگه! این کار از ما بر نمی آمد، می رفتند در اتاق مرکز آمار ستاد انتخابات و آنجا تصحیح می کردند.

- با این حساب مدرکی نمانده؟

در نگاه اول نه! ولی مطمئنم اگر اهل فن جستجو کنند این موارد را پیدا خواهند کرد. اما چنانکه از آقای ابوترابی نایب رئیس مجلس هم شنیده باشی شورای نگهبان نگذاشت اقدام اساسی در رسیدگی صورت بگیره.

- می توانی اسم آقایانی که این دستورها را می دادند، بگویی؟

خودشان را نه ولی بالادستی هایشان را چرا! "اکبر غفاری" رئیس ستاد انتخابات استان آذربایجان شرقی و "عباسعلی اسدی" رئیس دفتر نظارت و بازرسی انتخابات شورای نگهبان قانون اساسی در استان آذربایجان شرقی. خود اسدی دستور این اقدام را داده بود که اگر این مشکل پیش آمد موضوع را محول کنید به مرکز آمار برای تصحیح.

- یعنی از قبل می دانستند؟

نمی دانم، اما حداقل اینکه آماده بودند. به والله قسم من خودم 10 بار و 5 همکارم تقریبا به اندازه من (در یکی از اتاق های تجمیع رای)، حالا بیشتر و کمترش را نمی دانم چون نشمردم، موارد اینچنینی رصد کردند. همکاران اتاق مجاور و روبرو هم همینطور! بعد آقایان در اتاق آمار عددها را تغییر می دادند تا در درصدها مشکلی ایجاد نشود، وگرنه تعداد رای اخذ شده مثلا می شد 160 درصد یا 200 درصد!

- همانطور که در بعضی صندوق ها اتفاق افتاده؟

 دقیقا! چون این یک کار حرفه ای است. و یک اپراتور معمولی نمی تواند انجام دهد، فشار بالای کار و حجم انبوه چنین تخلفاتی باعث می شود رشته کار از دست آدم در بیاید. خطا کند یا یادش برود تصحیح کند. اینطوری می شود که آرای صندوقی گاهی می شود 170 درصد!

- در چند انتخابات سابقه همکاری داشته ای؟

 12 انتخابات مختلف؛ شورای شهر، رئیس جمهوری، خبرگان، مجلس.

- تا حالا به چنین موردی برخورده بودی؟

نه والله! اولین بار بود. یکبار 5 صبح در انتخابات مجلس آمدند کامپیوترها را از برق کشیدند که دیگر همین قدر که شمردید کافی است، بقیه را نمی خواهد بشمارید، آنقدر سر و صدا شد که نگو و نپرس.

- می توانم بپرسم به کی رای دادی؟

 محسن رضایی.

(برگرفته از وبلاگ "اپراتور")

همانطور که می بینید ، در کل این مصاحبه احتمالاً خیالی فقط از یک صندوق با ذکر شماره یاد شده است : صندوق شماره ۴۵ تبریز که به گفته شخص مصاحبه شونده ۱۵۰۰ تعرفه اولیه داشته و ۵۰۰ تعرفه هم بعداً دریافت کرده و البته هیچ اشاره ای نشده که آیا تخلف مورد نظر این شخص در همین صندوق ۴۵ بوده یا ایشان فقط برای مثال تعداد تعرفه از این صندوق نام برده اند !

به هر حال ببینیم آمار وزارت کشور درباره صندوق ۴۵ تبریز چه می گوید :

کل آرا ماخوذه :1697 رای

آرا صحیح :1681 رای

آرا نامزدها : احمدی نژاد ۱۱۴ رای - رضایی ۱۴ رای - کروبی ۱۱ رای - موسوی ۱۵۴۲ رای !!!!

در ضمن وزارت کشور فیلم پاسخگویی وزیر کشور به شبهات را در این اینجا برای دانلود قرار داده است .

منبع: وبلاگ بانک اخبار امین - ایران بزرگ


نويسنده : یه عاشق ; ساعت ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ روز ٢۸ تیر ۱۳۸۸ | پيام هاي ديگران